{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بودن با تو از این آغاز می ترسم

از بودن با تو از این آغاز می ترسم
از اینکه با من می شوی همراز می ترسم
عمری کبوتر با کبوتر عاشقی کرده
حالا به بازی می رسد ...من باز می ترسم
چشمان تو تیر و دلم صید و کمان ابرو
فکر شکاری و من از پرواز می ترسم
محدوده ی بازی من محدود شد با تو
شاهم ولی از کیش یک سرباز می ترسم
شق القمر کردم دلت را بعد ترسیدم
پیغمبری هستم که از اعجاز می ترسم
دیدگاه ها (۶)

راضی‌ام باتو اگرسهم دلم غم بشودو بهشت من اگر با تو جهنم بشود...

کاش می شد که دلت قصد عبادت بکندچون نسیم از گل پژمرده عیادت ب...

مرگ از دست تو با زخم فراوان خوبستبا تو هرچیز خوشایند اگر نا ...

از صد آدم یک نفر انسان خوبی می شود آخرش دوران ما دوران خوبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط