بالشتم خیسه

بالشتم خیسه

بالشتم خیسه
تنم سرده
نمی تونم نفس بکشم
چرا زندم 😭
اینکه نابود شدم بس نیست!
ایشالا کفن پیچدمو تحویل بگیرین 😣
دیدگاه ها (۱)

کویر را نمیشود فقط دید

درودفونت نمی‌زنممن جونهی مك‌فیان هستم و اکانت اصلی من @jonhi...

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

ویو هان :_ات خواهش میکنم می دونم ناراحتی ولی من بیشتر ناراح...

یه آرمی تهیونگ رو توی رستورانی که خودش اونجا کار میکنه دیده ...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

میبخشی پارت ۳

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط