زیاده خواه نیستم !

زیاده خواه نیستم !

جاده‌ ی شمال…

یک کلبه ی جنگلی‌…

یک میز کوچکِ چوبی با دو تا صندلی…

کمی‌ هیزم…

کمی‌ آتش…

مه‌ِ جنگلی‌…

کمی‌ تاریکی ِ محض…

کمی‌ مهتاب…

و بوی یـار.. و بوی یـار… و بوی یـار …!

تـو باشی

مـن باشم

و …هــیچ !

دنــیـا هم ارزانی خودش...!!!
دیدگاه ها (۵)

### پارت سوم: «شوکِ سردِ در آغوشِ مافیا»با بازگشتِ برقِ اضطر...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

پارت ۳نور ملایم ماه از پنجره‌ی قدی و بزرگ اتاق روی فرش‌های گ...

معامله، p36ماشین از محدوده‌ی شهر خارج شده بود و جاده کم‌کم خ...

پارت اول | میزِ کنار پنجرهصدای زنگ کوچکی که بالای در کافه بو...

پارت ۴۴

### پارت نهم: پرواز در آسمان بارانیدویدن روی پشت‌بام خیس، با...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

Cold melodypart3سکوتِ استودیو دیگه از سکوتِ عادی نبود؛ از سک...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط