↤↤↤↤↤ 𝓙𝓮𝓪𝓵𝓸𝓾𝓼𝔂 𝓰𝓪𝓶𝓮 ↦↦↦↦↦

بخش ۴ : آشفتگی و هیجان 🏨✨

ویو نانا:
در فضای کوچک و بسته آسانسور، قلبم به شدت می‌تپید. درست مقابل ما، اعضای BTS حضور داشتند! اما قبل از اینکه بتوانم حتی یک کلمه بگویم، سو-ئی با دیدن آن‌ها شوکه شد، رنگ از رخسارش پرید و ناگهان از حال رفت و روی زمین افتاد. 😱💔

من با وحشت و دستپاچگی به سمتش رفتم و با صدایی لرزان فریاد زدم: «سو-ئی! سو-ئی! بلند شو سو-ئی! حالت خوبه سو-ئی؟» 😰💦

در همان لحظه، نامجون که متوجه سقوط ناگهانی سو-ئی شده بود، سریع خودش را رساند و قبل از اینکه بدنش به زمین بخورد، او را در آغوش گرفت. 🥺💜

نامجون: (با لحنی جدی و پر از نگرانی) «شوگا، سریع براش آب بیار!» 💧🏃‍♂️

شوگا بدون اینکه حتی یک لحظه معطل کند، بلافاصله از مسیر خارج شد تا برای سو-ئی آب بیاورد. 💨 در این میان، بقیه‌ی اعضا هم با مهربانی شروع کردند به کمک کردن تا بتوانیم وسایل و چمدان‌هایمان را به داخل منتقل کنیم. 💪🎒

در همین حال، جیمین با نگاهی بسیار آرام، سو-ئی را در آغوش گرفت تا او را جابه‌جا کند. 🤗💖

جیمین: (با صدایی ملایم و پرسشی) «اتاقش کدومه خانم؟» 🥺

نانا: (با لکنت و اضطراب) «۱۰۷...» 😖

جیمین بلافاصله سو-ئی را بلند کرد و او را به سمت داخل آسانسور برد. 💖✨

اما درست در همان لحظه، انگار تمام انرژی بدنم از بین رفت؛ سرم ناگهان به شدت گیج رفت و حس کردم تعادلم را از دست داده‌ام و دارم سقوط می‌کنم... اما قبل از اینکه به زمین بخورم، دستان گرم و محکمی مرا گرفت... جین بود. 😍💖

جین: (با نگاهی نگران و آرام) «حالت خوبه؟» 🥺✨

نانا: (در حالی که کلمات در گلویم گیر کرده بود) «ا... اره... ممم... ممم... ممنون...» 😳 stammering

ذهن من در آن لحظه کاملاً خالی شده بود؛ انگار تمام کلمات از یادم رفته بود و نمی‌دانستم چه باید بگویم. وقتی جین مرا در آغوش گرفت، تمام بدنم بی‌حال و شل شد و از شدت خجالت و هیجان، صورتم مثل یک گل سرخ داغ و سرخ شد. ☺️❤️💞🔥

---
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

↤↤↤↤↤ 𝓙𝓮𝓪𝓵𝓸𝓾𝓼𝔂 𝓰𝓪𝓶𝓮 ↦↦↦↦↦

با زی حسادت 🍷💋⛓️

رمان بازی حسادت 🤍🫀

رمان انتقام ازدواج کامل

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p96هوای سرد ساختمان متروک، نفس کشیدن رو ...

برادر ناتنی

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

پارت ۲: اولین کلمات؛ شکافِ میانِ سکوتسکوتِ میانِ آن‌ها، سنگی...

سناریو(درخواستی):وقتی دختره غش می‌کنه و بیهوش میشه : نامجون:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط