{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت))

‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت))


پیشانیش از زور درد چروک افتاده بود. چهره اش در هم مچاله شده بود. انگار هر آن جمع‌تر می‌شد. باید عقب نشینی می‌کردیم و حاجی نگران بود که فرصت عقب بردن شهدا را نداشته باشیم. بچه‌ها که شهید می‌شدند، چهره‌ی حاجی برافروخته‌تر می‌شد. ولی این که نتوانیم شهدا را عقب ببریم، براش خیلی دردناک بود.
آن شب تا صبح خیلی به حاجی فشار آمد. سعی می‌کرد با بچه‌ها شهدا را بکشند عقب. ولی لحظه‌ی آخر، عجیب بود. حاجی نمی‌توانست از جبهه جدا شود. همه را فرستاده بود عقب. اما خودش گوشه کنار،‌دنبال بدن یکی از بچه‌ها می‌گشت.

#شهیدهمت_رایادکنید_باذکرصلوات
#ادامه_دارد....

🍃 💟 @loveshohada28
#الله_اڪبر
دیدگاه ها (۲)

⚫ ️ زندگی‌نامه شهید ریاضی‌پورشهید مدافع حرم حبیب ریاضی‌پور، ...

‍ 🇮 🇷 شرافتمندانه مردن هم توفیق است...💠 مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ...

گفتند شهید گمنامِ..پلاک نداشت؛اصلا هیچ نشونه ای نداشتامیدوار...

السلام علیک یا ابا عبداللهالسلام علی الحسینوعلی علی بن الحسی...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

when silence became a scream p9

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

𝒫𝒶𝓇𝓉 9عقد با رئیس مافیا تهیونگ بدون حتی یک لحظه فکر، او را د...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۳

🦢 پارت هفتم | مرد غریبهظهر، زنگ آخر مهدکودک خورد.بچه‌ها یکی‌...

داستان آنیا ودامیا و دو شخصیت جدید رن رینیقسمت اول: برخورد ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت یازدهم | شایعه‌ای که پیچیدصبح روز بعد...همین که لیانا و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط