سنگی بزن به ظلمت،

سنگی بزن به ظلمت،
ای صبح روشن من!
ای رو به سوی خورشید،
چشم تو روزن من

با من بمان که بی تو
هستی به جز تهی نیست
ای با تو ماندن من،
توجیه بودن من!


#حسین_منزوی

صبحتون با پندار نیک 😉



╲\╭®
╭🌹 ╯
® ╯\╲



ما آدم هایِ لاکچری و ورژن بالایی نبودیم ...
ما دوست داشتنمان سنتی بود و
محبت کردنمان در نهایتِ سادگی ...
دور زدن را به ما یاد نداده بودند ،
و ریشه ی مشکلاتمان همینجا بود !!!
شاید اگر هفت خطی بلد بودیم ؛
از صداقتمان برایِ خودمان کلاه نمی بافتند ...
شاید اگر کمی سیاست داشتیم ؛
محبتمان ، قفلِ اسارتمان نمی شد ...
ما با تمامِ مردمِ این حوالی فرق داشتیم ...
نباید ساده تربیتمان می کردند ...
این روزها ؛
کسی جنبه ی محبت ندارد !
سادگی ، خطایِ بزرگیست ...
و "اصالت" ؛
به هیچ دردی نمی خورَد ...
چاره ای نیست !
باید کمی هم "بد" بود ...
بد بودن ؛
چاشنیِ حیاتیِ این روزهاست ...

#نرگس_صرافیان_طوفان

╲\╭®
╭🌹 ╯
® ╯\╲
دیدگاه ها (۱۴)

راستش تا قبل از اینکه مادر بشم، نمی‌فهمیدم «مادر» بودن یعنی ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 13ویولت با شنیدن حرف هوسوک چند لحظه ...

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏_ چی؟! یک ...

در آغوش تو.پارت دوم همه چیز برای او مثل زهری بود ...

HATE TO LOVE²¹جین‌وو:خب...شماها یادتون نمیاد.چشمام کمی ریز ش...

درخواستی شینیچیرو

Contract 🍷#contract 𝑃𝑇16ویو هویج: شاید بعضی وقتا دست دوستی د...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.1×هی پسر کانگ وو:ب...

وقتی دیر میای خونه(part 1)ساعت یک بامداد بود در کلاب رو پشت...

پارت ۳ ویو ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه رانندگی به مقصدی که می‌خواستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط