عشق مافیا

𝙿𝚊𝚛𝚝 𝟹𝟷
(شب)
جونگکوک: پرنسسم حاضر شو میخوایم بریم بیرون
ا/ت: کجا
جونگکوک: سوپرایزه یه لباس خوشگل بپوش
ا/ت: باشه
ویو ا/ت
یه لباس خوشگل انتخاب کردمو پوشیدم. یه ارایش خیلی خوشگل هم کردم. کفشامو پوشیدمو رفتم پایین. واوو جونگکوک چقدر جذاب شده تو کت شلوار مشکیش.
جونگکوک: واو پرنسس منو ببین چقدر خوشگل تر شده
ا/ت: مرسی
جونگکوک: بفرما پرنسسم بشین(در ماشینو باز کرد)
خودشم سوار شدو راه افتادیم.
ا/ت: کجا میریم
جونگکوک: میریم ساحل
رسیدیم ساحل. ماشینو پارک کرد، پیاده شدیم.
جونگکوک: بریم قدم بزنیم(لبخند)
ا/ت:بریم(لبخند)
رفتیم کنار ابو دست تو دست هم قدم میزدیم.
همین طور که قدم میزدیم یهو برقا رفت کل ساحل تاریک شدو هیچی معلوم نبود. یهو دست کوک از دستم رها شد.
ا/ت: جونگکوک..
صدایی نیومد
ا/ت: جونگکوک..
صدایی نیومد
داشتم به دورو برم نگاه میکردم که یهو برقای ساحل اومد. چی اینا چین.(روی شن گل برگ های قرمزه) برگشتم دیدم کوک جلوم زانو زده و یه حلقه جلوم گرفته
جونگکوک: پرنسسم منو تو خیلی چیزا گذروندیم یه سری اتفاق ها افتاد که منو تورو از هم جدا کرد من میخوام ادامه زندگیمو با تو بگذرونم و بچمونو باهم بزرگ کنیم من عاشقتم ا/ت.. باهام ازدواج میکنی(لبخند)
ا/ت: بله(لبخند)
حلقه رو کرد تو دستم. بلند شدو بغلم کردو تو هوا چرخوند.
جونگکوک: عاشقتم فرشته من(داد)
ا/ت: منم عاشقتم(داد)
بعدش منو گذاشت زمینو باهم خندیدیم. که دیدم اعضا، یوری، سوهیون، داداشم... همه هستن. کل ساحل برامون دست زدن.
همه رفتن. منو کوک و سوهیون هم رفتیم خونه. سوهیون رو خوابوندم رفتم اتاق. تا رفتم اتاق یهو جونگکوک منو چسبوند به دیوار.
جونگکوک: پرنسسم فکر کنم پسرمون ابجی میخواست(شیطون)
ا/ت: نه کوکی الان ن..(با گذاشتن لبش رو لبم حرفم نصفه شد)
(اسمات) (خب اینجاشو خودتون تصور کنید 😂)
ویو من
خب این دو زوج عاشق بعد از دوماه عروسی کردن. هانا هم به خاطر کاراش دستگیر شدو تا اخر عمرش تو زندانه. ا/تو جونگکوک بعد ۹ماه صاحب یه دختر کوچولو میشن، و یه خانواده ۴نفره ای که همه حسرت داشتن همچین خانواده رو دارن رو ساختن.
و در اخر این خانواده ۴ نفره خوشبخت در کنار هم زندگی خوبی رو سپری کردن.

«پایان»

امیدوارم از فیک خوشتون اومده باشه🎀 نظرتو بگو برام مهمه💜 مرسی از حمایتتون ❤

#𝚋𝚊𝚗𝚐𝚝𝚊𝚗 #𝚋𝚝𝚜 #𝚊𝚛𝚖𝚢 #𝚗𝚊𝚖𝚓𝚘𝚘𝚗 #𝚓𝚒𝚗 #𝚜𝚞𝚐𝚊 #𝚓𝚑𝚘𝚙𝚎 #𝚓𝚒𝚖𝚒𝚗 #𝚝𝚊𝚎𝚑𝚢𝚞𝚗𝚐 #𝚓𝚞𝚗𝚐𝚔𝚘𝚘𝚔 #𝚔𝚙𝚘𝚙 #𝚝𝚒𝚔𝚝𝚘𝚔 #𝚍𝚊𝚗𝚌𝚎 #𝚖𝚞𝚜𝚒𝚌 #𝚜𝚌𝚎𝚗𝚊𝚛𝚒𝚘 #𝚏𝚒𝚌𝚝𝚒𝚘𝚗 #𝚝𝚊𝚎𝚑𝚔𝚘𝚘𝚔 #𝚢𝚘𝚘𝚗𝚖𝚒𝚗 #𝚗𝚊𝚖𝚓𝚒𝚗
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
دیدگاه ها (۲۰)

تکپارتی جونگ کوک

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟟: چهار کلمها/ت هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط