{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برسنگ قبر من بنویسید خسته بود

برسنگ قبر من بنویسید خسته بود

 اهل زمین نبود نمازش شکسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود

تنها از این نظر که سراپا شکسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود

چشمان او که دائماً از اشک شسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید این درخت

عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود

بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری

که باز نمی شد نشسته بود
دیدگاه ها (۱)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

رمان تهکوک

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط