The little tiger of the mafia
𝗣𝗧𝟮𝟯
ویو ات:
محکم بغلش کرده بودم که صدای پدر تهیونگ رو شنیدم اون پیر خرفت داره میاد.
+ته... بلند شو و هر کاری بهت میگم بکن
_چیشد؟... چرا نونا؟
+پدرت داره میاد زودباش اون شلاقو بردار و منو بزن
_چ... چی؟ نمیتونم
+میخوای من بیشتر زنده بمونم درسته؟ پس هرکاری بهت میگم بکن تا پدرت نفهمه میدونی من کیم.
ویو ته:
با دستایی که میلرزید شلاقو و زدمش نونا طوری نقش بازی میکرد و از درد ناله میکرد انگار دارم شکنجش میکنم، پدرم اومد داخل.
_پدر شما اینجا چیکار میکنین؟
♕میبینم که هنوز این خائن زندست...
وقتی پدرم اینو گفت سعی کردم جلوی خودمو بگیرم تا چیزی نگم و خودمو لو ندم.
♕برو بیرون میخوام باهاش صحبت کنم.
با تردید رفتم بیرون و کنار در وایستادم سعی کردم بفهمن چی میگن، فقط دعا میکردم بهش اسیب نزنه.
♕تهیونگ میدونه کی هستی؟
+اگه میدونست فکر میکنی شگنجم میکرد؟
♕بیخیال ات کوچولو اون مغز کوفتیو به کار بنداز اون خیلی وقته فراموشت کرده.
+من بهش اعتماد دارم
♕تهیونگ دیگه بچه نیست و اون قول فقط یه بازی بچه گونه بود، اون دیگه عاشقت نیست!
+خب چرا از خودش نمیپرسی؟من مطمئنم اگه بدونه پدرش چه ادم کثیف و روانییه اول پدرشو بکشه.
♕چطور جرعت میکنی زنیکه ابله!
ادمین: پدر تهیونگ سیلی محکمی به صورت ات زد که نصف صورت ات قرمز شد.
ویو ات:
محکم بغلش کرده بودم که صدای پدر تهیونگ رو شنیدم اون پیر خرفت داره میاد.
+ته... بلند شو و هر کاری بهت میگم بکن
_چیشد؟... چرا نونا؟
+پدرت داره میاد زودباش اون شلاقو بردار و منو بزن
_چ... چی؟ نمیتونم
+میخوای من بیشتر زنده بمونم درسته؟ پس هرکاری بهت میگم بکن تا پدرت نفهمه میدونی من کیم.
ویو ته:
با دستایی که میلرزید شلاقو و زدمش نونا طوری نقش بازی میکرد و از درد ناله میکرد انگار دارم شکنجش میکنم، پدرم اومد داخل.
_پدر شما اینجا چیکار میکنین؟
♕میبینم که هنوز این خائن زندست...
وقتی پدرم اینو گفت سعی کردم جلوی خودمو بگیرم تا چیزی نگم و خودمو لو ندم.
♕برو بیرون میخوام باهاش صحبت کنم.
با تردید رفتم بیرون و کنار در وایستادم سعی کردم بفهمن چی میگن، فقط دعا میکردم بهش اسیب نزنه.
♕تهیونگ میدونه کی هستی؟
+اگه میدونست فکر میکنی شگنجم میکرد؟
♕بیخیال ات کوچولو اون مغز کوفتیو به کار بنداز اون خیلی وقته فراموشت کرده.
+من بهش اعتماد دارم
♕تهیونگ دیگه بچه نیست و اون قول فقط یه بازی بچه گونه بود، اون دیگه عاشقت نیست!
+خب چرا از خودش نمیپرسی؟من مطمئنم اگه بدونه پدرش چه ادم کثیف و روانییه اول پدرشو بکشه.
♕چطور جرعت میکنی زنیکه ابله!
ادمین: پدر تهیونگ سیلی محکمی به صورت ات زد که نصف صورت ات قرمز شد.
- ۲۱.۸k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط