{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا جواد الائمه ادرکنی ...

یا جواد الائمه ادرکنی ...

اسمی‌گره‌گشا تر از اسم«جواد»نیست

پایان‌هرچـه خواستم از او«نـداد»نیست

بین تمـام صحـن و سـراها طلوع صبح

جایی به باصفائی «باب المراد» نیست
دیدگاه ها (۳)

رمان تهیونگ

چون پارت ۱۱ زیاد بود دوتا فرستادم

فصل دومپارت بیست و یکم | حقیقتی که پنهان ماندلیانا نمی‌دانست...

دردسر های سه روزه ( پارت ۳ )سونیک بعد از چند دقیقه بیدار شد ...

🦢 پارت سیزدهم | حقیقتی که پنهان شده بودلیانا چند ثانیه به عک...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

𓆩♡𓆪 «و این‌گونه، داستان ما به فصلِ هزارم رسید…» 𓆩♡𓆪گاهی بعضی...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 17صبح روز بعد، تمرین نظامی در حی...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط