#درخواستی

#درخواستی
#تکپارتی
وقتی هی همش قربون صدقه اش میری.....
با ورود به داخل خونه اولین چیزی که نظرشو جلب کرد تو بودی که یکم جلوتر از اون جلوش سجده کرده بودی
اومد نزدیک تر و بلندت کرد که بلافاصله محکم از گردنش گرفتی و بغلش کردی
×خسته نباشی پسر خوشگلم
_ممنون ولی چته؟ اینکارا چیه میکنی؟
×منظورت اینه که چرا برات سجده کرده بودم؟
_هوم
ازش کمی فاصله گرفتی ولی هنوز دستات دور گردنش حلقه بودن
×راستشو بخوای انقد کیوت، جذاب، هات و...هستی که در برابر اینهمه زیبایی ناتوانم و برات سجده میکنم
تک خنده ای کرد و دستاشو دور کمرت حلقه کرد
_بنظرت اینایی که میگی گزافه گویی نیست خانوم لی؟
×نچ، در وصف زیباییت تازه اینا کلمات کمی بودن
بعد دستتو بردی سمت موهاش و اونارو بهم ریختی و گونه اشو محکم بوسیدی
×قربون همسر خوشگلم بشم، دلم میخواد بشینم تا صبح بوجی بوجیت کنمم
تورو به خودش بیشتر چسبوند و صورتشو نزدیک صورتت اورد
_اگه همینجوری پیش بری از شدت کیوت بودنت میخورمت هاا
×خورده شدن به دست لی مینهو؟؟ بنظر جالب و جذابه
کمی مکث کرد و بعد گفت:
_باید اعتراف کنم تحت تاثیر حرفات قرار گرفتم و الان قصد دارم بخورمت
و بدون هیچ معطلی از روی زمین بلندت کرد و بردتت سمت اتاق و روی تخت انداختت و شروع کرد به قلقلک دادن و بوس کردن ناحیه هایی از بدنت مثل گونه و گردن و گاز گرفتن گونه ات و این روند تا چند ساعت ادامه داشت....
END
دیدگاه ها (۱۴)

#دوپارتیجونگین/ا.تP:2بعد از اینکه آسانسور تو طبقه آخر ایستاد...

The last part_آه.. دختر ناناز بابا کیه؟ +مننننن(ذوق) _نفس کو...

دستش دور کمرت حلقه شده بود و روی شنای خیس ساحل قدم میزدینبا ...

پارت سوم..... :)

#دوپارتیهان/ا.تP:2حوله سفید رنگ رو دور بدنت پیچیدی و از حموم...

ساعت ۷:۱۵ شب/حرف هایی که باید گفته میشدنهوسوک وارد اتاق شدتو...

درخواستی چیفویو

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵³ویو: اترسیدیم به عمارت.همین که د...

contract 🍷#contract 𝑃𝑇 2ویو هویج: پدر دست دخترکش رو به دستای...

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط