royal blood__part 4
~ساعت پنج صبح~
ا/ت ویو:
لعنتی...اخهه چراا من باید ۵ صب پاشم؟؟
بخاطر دستور شاهزاده؟؟
من برای دستور پادشاهم از خوابم نمیزنمممم
*بلند شدمو یه لباس همینطوری پوشیدم بدون دوش گرفتن پایین رفتمو ساندویچی برای خودم درست کردم
همینطور خوابالود به سمت قصر حرکت کردم
توی صف خدمتکارا وایسادم
شاهزاده اومدو دنبال چیزی بود
وقتی منو دید وایساد
یعنی دنبال من بود؟؟
_اسمت چیه؟؟
+*اروم گفتم لنتی تو که اسممو میدونی
_چیزی گفتید؟؟؟
+ن..نه ...اسمم..کیم..کیم ا/تس
_باشه تو از این به بعد خدمتکار شخصیمی دنبالم بیا
تهیونگ ویو:
باید لباس خدمتکارا رو میپوشید...ولی بنا به دلایلی ..دوست نداشتم لباسشو عوض کنه...
+میتونم بپرسم دقیقا باید چیکار کنم؟
_منو سرگرم کنی؟
+ببخشید...فکر کنم اشتباه متوجه شدم ...خدمتکار شخصی یا دلقک شخصی؟؟
_هردوش
+*خنده عصبی
تو که گفتی رو اعصابم؟؟
_خب مثل اینکه این رو اعصابیت باعث شده حالم بهتر شه
و عجیب ترین چیز اینه که دلم برات...
+دلت برام؟؟
_تو...خیلی با من راحت نیستی؟؟
+ببخشید ولی نمیتونم هم دلقک شخصی باشم و هم سرد و خشک عین یه تیکه یخ نعنایی لیمویی اونم به شکل خرس به رنگ نارنجی و با راه راهای سیاه
_ا..الان با من بودی؟؟خرس نارنجیه راه راه؟؟
+بله!تا الان یه بارم قیافتو تو اینه دیدیی!!
اینقدر خوابیدی چشات شده یه خط!
خواستم بگم اگه من خدمتکار شخصیتم لباساتم من تعیین میکنم
بسه دیگه چقدر سیاه میپوشی
مثلا پادشاه اینده کشوری
_به این شیوه پیش بره عاشقت میشم که!
+چی داری میگی؟؟چیزی نوشیدی؟؟
_اه...ول کن ..امروز از صب عجیب رفتار میکنم
ا/ت ویو:
عاشقم میشه؟؟عاااشقمم میشهههه؟؟؟
واقعااا؟؟؟
و..ولی مگه اون..جفت از پیش تعیین شده نداره؟مگه عشق براش ممنوع نیست؟؟
یعنی من میشم معشوقه سلطنتی؟؟
یه زن سیقه(درسته؟)ای؟؟
ن..نه نه نه نمیخوام اصلااا
هیچی نشده چه فکرایی دارم میکنم*تک خنده ای به افکارم زدم
+خب پرنس ته ته
_به من نگو ته ته!
+چرا؟
_چون خوشم نمیادد ابهتمو زیر سوال میبره!!
+ابهت...باشه پرنس ته ته
_*باقیافه پوکر زل زده به ا/ت
+خب شاهزاده الان خیلی تمیز لباستونو میپوشید میرید تو حیاط هوا میخورید صبحانه میخورید ووو میرید با جفت از پیش تعیین شدتون وقت میگذرونید!فکر کنم ایشون خیلی منتظر مونده تا شما رو ببینه!!
_بزار اینقدر منتظر بمونه که بمیره!
+این چه حرفیه پرنس ته ته ؟؟؟
راجب ملکه ایندتون اینطوری صحبت میکنید؟؟
_اره!به تو ربطی داره؟؟
+البته که نه!(بهم برخورد با اینکه واقعا بهم ربطی نداشت...)خب اینم از لباساتو هرچی سریع تر برید و به کارهاتون برسید زووود باشید!!
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
ا/ت ویو:
لعنتی...اخهه چراا من باید ۵ صب پاشم؟؟
بخاطر دستور شاهزاده؟؟
من برای دستور پادشاهم از خوابم نمیزنمممم
*بلند شدمو یه لباس همینطوری پوشیدم بدون دوش گرفتن پایین رفتمو ساندویچی برای خودم درست کردم
همینطور خوابالود به سمت قصر حرکت کردم
توی صف خدمتکارا وایسادم
شاهزاده اومدو دنبال چیزی بود
وقتی منو دید وایساد
یعنی دنبال من بود؟؟
_اسمت چیه؟؟
+*اروم گفتم لنتی تو که اسممو میدونی
_چیزی گفتید؟؟؟
+ن..نه ...اسمم..کیم..کیم ا/تس
_باشه تو از این به بعد خدمتکار شخصیمی دنبالم بیا
تهیونگ ویو:
باید لباس خدمتکارا رو میپوشید...ولی بنا به دلایلی ..دوست نداشتم لباسشو عوض کنه...
+میتونم بپرسم دقیقا باید چیکار کنم؟
_منو سرگرم کنی؟
+ببخشید...فکر کنم اشتباه متوجه شدم ...خدمتکار شخصی یا دلقک شخصی؟؟
_هردوش
+*خنده عصبی
تو که گفتی رو اعصابم؟؟
_خب مثل اینکه این رو اعصابیت باعث شده حالم بهتر شه
و عجیب ترین چیز اینه که دلم برات...
+دلت برام؟؟
_تو...خیلی با من راحت نیستی؟؟
+ببخشید ولی نمیتونم هم دلقک شخصی باشم و هم سرد و خشک عین یه تیکه یخ نعنایی لیمویی اونم به شکل خرس به رنگ نارنجی و با راه راهای سیاه
_ا..الان با من بودی؟؟خرس نارنجیه راه راه؟؟
+بله!تا الان یه بارم قیافتو تو اینه دیدیی!!
اینقدر خوابیدی چشات شده یه خط!
خواستم بگم اگه من خدمتکار شخصیتم لباساتم من تعیین میکنم
بسه دیگه چقدر سیاه میپوشی
مثلا پادشاه اینده کشوری
_به این شیوه پیش بره عاشقت میشم که!
+چی داری میگی؟؟چیزی نوشیدی؟؟
_اه...ول کن ..امروز از صب عجیب رفتار میکنم
ا/ت ویو:
عاشقم میشه؟؟عاااشقمم میشهههه؟؟؟
واقعااا؟؟؟
و..ولی مگه اون..جفت از پیش تعیین شده نداره؟مگه عشق براش ممنوع نیست؟؟
یعنی من میشم معشوقه سلطنتی؟؟
یه زن سیقه(درسته؟)ای؟؟
ن..نه نه نه نمیخوام اصلااا
هیچی نشده چه فکرایی دارم میکنم*تک خنده ای به افکارم زدم
+خب پرنس ته ته
_به من نگو ته ته!
+چرا؟
_چون خوشم نمیادد ابهتمو زیر سوال میبره!!
+ابهت...باشه پرنس ته ته
_*باقیافه پوکر زل زده به ا/ت
+خب شاهزاده الان خیلی تمیز لباستونو میپوشید میرید تو حیاط هوا میخورید صبحانه میخورید ووو میرید با جفت از پیش تعیین شدتون وقت میگذرونید!فکر کنم ایشون خیلی منتظر مونده تا شما رو ببینه!!
_بزار اینقدر منتظر بمونه که بمیره!
+این چه حرفیه پرنس ته ته ؟؟؟
راجب ملکه ایندتون اینطوری صحبت میکنید؟؟
_اره!به تو ربطی داره؟؟
+البته که نه!(بهم برخورد با اینکه واقعا بهم ربطی نداشت...)خب اینم از لباساتو هرچی سریع تر برید و به کارهاتون برسید زووود باشید!!
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
- ۱۲.۴k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط