مجنون من

مجنون من
زندگی من فیلم کوتاه غم انگیزی بیش نبود که حضور شما آن را دلنشین می کرد.
اما انقدر بذر رنج را درحوالی مزرعه ما پاشیدن که دیگر جایی برای ستایش شما باقی نماند.
اکنون نمی‌دانم من عاشق بودن را بلد نیستم یا دیگر در هوای این شهر عاشق ها نمی‌توانند نفس بکشند.
کاش میتوانستید از تمام خیابان های شهر عبور کنید بلکه شاید عطر موهای شما این هوا را عوض می‌کرد.

#الهام_محمدی_نظر
دیدگاه ها (۰)

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

چند پارتیپارت۵جونگکوک صندلی را برایِ او عقب کشید. وقتی نشستن...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

{محکوم به لمس } part ۱۴ 杂交种 هوای دلپذیر صبح آمیخته به بوی ش...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۵اسلاید ۲ رو ببین و تصور کندرهای ...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

فرشته‌ی وحشی‌ منکاپل:هیونلیکس ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط