پارت چهار

پارت چهار
شماره ی ناشناس : الو سلامم آیرینم
کیمیا : الو... چی عآم سلام، چیزی شده که بهم زنگ زدی؟
آیرین : اوم اره خوب تو جوابم رو نمیدادی
کیمیا : اها ببخشیدد اخه خونه نیستم
آیرین : پس که این طور
کیمیا : باید برم
آیرین: اوکی بای
کیمیا : بای
گوشی رو قطع میکنه
دیانا: کی بود معمولا شماره ی ناشناس بهت زنگ نمیزنه
کیمیا : هوم همون دوستم که ازش بهت گفتم همون که اسمش آیرین هست و گفتم که خیلی خوشگله
دیانا : اها پس اون بوده
دیانا: پاشو بیا غذا دیگه نیم ساعته منتظرتم
کیمیا : اومدم
پرش زمانی به یک روز بعد
کیمیا : خوب الان اومدم خونه بهتره بهش پیام بدم دیروز بهش گفتم بهش پیام میدم
کیمیا : سلام چطوری
نیم ساعت بعد
آیرین : سلام خوبم تو خوبی
کیمیا : اره ممنون
نیم ساعتی چت کردن تا اینکه..
آیرین : راستی من خیلی وقته که میخواستم بهت یچیزی بگم
کیمیا : جانم بگو...
آیرین : میشه دوست دخترم شی؟
کیمیا : وقتی فهمیدم اینو میخواسته بگه کل صورتم سرخ شد و گفتم
کیمیا : خوب.... اوکی باشه ولی اگه قلبم رو بشکونی دیگه حق نداری بهم پیام یا بهتره بگم تکس بدی چون که سری کات میکنم
آیرین : اوکی باشه هیچ وقت ناراحتت نمیکنم
یک هفته بعد ( یک هفته مونده به عید)
کیمیا : داره از کافه برمیگرده که یهو میبینه گوشیش داره زنگ میخوره
برای پارت بعد باید عر بزنید!!!
دیدگاه ها (۰)

پارت 3

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

پارت چهارم جک دوباره با نامجون تماس گرفت نامجون: بله بفرمای...

پارت 6 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★ویو صبح: ات: بلند شدم دیدم...

My dady پارت④بعد از ناهار رفتیم دفتر مدیر برای عملی کردن نقش...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت دوازدهمیونا با دیدن پیام، گوشی ر...

فیک: بابای سخت گیر من — part 16[سوآ آخرین قاشق تیرامیسو رو خ...

دید ات وقتی بهم نگاه کرد بدنم لرزید از بچه های دیگه شنیده بو...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

part ۱۹جینا: باشه باشه... چیزی نمیگمکوک: بهتره چیزی نگیاز کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط