#سناریو

#سناریو
|وقتی ناراحتی و میری تو بغلش گریه می‌کنی|

نامجون:میتونی تا هروقت بخوای تو بغلم گریه کنی ولی بدون با هر اشکت تیکه ای از جونم کم میشه
____________________________
جین: می‌دونی اشکات نقطه ضعف منه؟!نمی‌خوام دیگه چشمات خیس بشن
____________________________
یونگی:«موهات و نوازش می‌کنه »کیتنم بهم بگو کی باعث شده قلب کوچیکت بشکنه
____________________________
جیهوپ: سانشاینم نمی‌خوام ببینم چشمای قشنگت اشکی و قرمز باشه
____________________________
جیمین:موچی کوچولوم کسی بهت چیزی گفته اینجوری ناراحت شدی،بگو خودم حسابشو برسم
____________________________
تهیونگ:«از اینکه بغلش و مکان امن خودت کرده بودی خوشحال بود و از گریه هات ناراحت»بیبی چی باعث شده قلب مهربونت بشکنه؟!
____________________________
جونگکوک:فقط بهم بگو کی جرات کرده اشک بانی کوچولوم و در بیاره



امیدوارم دوسش داشته باشید 💜




#بی_تی_اس #بنگتن #آرمی #سناریودرخواستی #فیک
دیدگاه ها (۴)

قولی که شکستی 💗ا.ت: من هنوز دوستت دارم، جیمین. همین موضوع هم...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 18صدایش برای لحظه‌ای لرزید، اما اد...

اجبار به بدبختی پارت ۳۶

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

قسمت ۸(بخش دو)

𓆩 پارت ۴۵ 𓆪 🖤🥀مرد پوشه‌ای روی میز انداخت.مرد: پدر ات به دست ...

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

چند پارتی Pat : 1اسم : وقتی بهت سیلی میزنهنشانه ا.ت : (*)نشا...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط