پارت ۳

ا.ت ویو

با داده یکی از خواب بیدار شدم

دوستان توی پستای قبلی گفتم که علامته بابای ا.ت همون الکس = هستش ( خواستم یادآوری کنم😂😅)

= ا.تتتتتتتتتتت ( با داد)
+ ترسیده به باباش زل زده
= واسه شب آماده شو تو هم باید باهام بیای بار
+ اما من واسه چی بیام
= دلیلی نمیبینم که توضیح بدم
+ اما
= همین که گفتم خفه شو دیگه هم حرف نزن حالا هم برو واسه ساعت ۹ آماده شو
+ ..‌....

از اتاق رفت بیرون

+ آخه من دیگه واسه چی باید برم آهه
+ ( درحال غر زدن) ( این خوده منم😂)

از رختخوابم بلند شدم ، به ساعت نگاه کردم ، ساعت ۶ بود هنوز ساعت ۹ باید برم باز پس وقت دارم .
از اونجایی که گشنم بود رفتمو یه نودل گذاشتم تا بخورم ، بعد از چند مین نودلم آماده شد ، نودلو برداشتمو رفتم توی اتاقم و لبتاپمو برداشتم و سریالی که تازه اومده بود رو گذاشتم تا ببینم ، همینطور که سریالو نگاه میکردم نودلمم میخوردم ( دقیقا خوده من😂😂) بعد از اینکه تموم شد ، لب‌تاپمو خاموش کردم و رفتم پایین ( بچه ها خونه ا.ت اینا دو طبقس) ظرفه نودلو شستم و رفتم بالا به ساعت نگاه کردم هنوز ۷ بود و چون وقت داشتم رفتم نشستم روی تختو به تخت تکیه دادمو گوشیمو برداشتم به جسی زنگ زدم .

مکالمه ا.ت و جسی
( بچه ها علامته جسی × بود ؟؟؟😂😂😂)

× الووو
+ سلاممم خرهههه
× سلاممم گاومیش
× آشغال چرا یه زنگ نمیزنی
+ ببخشید سرم شلوغ بود
× آهاااااا باشههه ، من فقط تورو ببینم یه بلایی سرت میارم
بعد ببینم اونموقع هم میتونی بگی سرم شلوغ بود یا نه
+... ( خنده)
× آخه من موندم... ( درحال غر زدن )
× درحال غر زدن
+ درحال جر خوردن از پشته تلفن 🤣🤣🤣🤣🤣
× هوووویبییی توله سگ به چی میخندی
+ به توووووو🤣🤣🤣🤣
× فقط تو رو ببینم من
+ باش بابا باشه حرص نخور🤣🤣🤣
× راستی چخبرا
+ هیچی
× آهاااا مطمئنی هیچی
+ وااااای امشب باید با بابام برم بار
× واس چی
+ نمیدونم امشب قراره یه مافیا بیاد بار بعد بابام هم باهاش قمار قراره بازی کنه بعد به منم میگه که باید برم
× خب برو ( خیلی ریلکس)
+ خب برمممم( با دادو تعجب)
× آره مگه چیه ( درحال جر خوردن)
+ واااای این ریلکس بودنت منو کشتههههه 😫😫😠😠😭😭
× خب آخه چیکار کنم
+ هیچی فقط برو سرتو بکوب به دیوار
× خیلی ممنون از راهنماییتون ( پوکر فیس)
+ خواهش میکنم
× باش ا.ت ببین من الان کار دارم باید برم تو هم برو آماده شو و زیاد غر نزن
+ باششش🙄
× عجقمممم بایییی
+ بایییییی

پایان مکالمه

ا.ت ویو

رفتم تا آماده بشم ، نشستم جلوی صندلی میز آرایشم و شروع کردم به آرایش کردن .
بلاخره آرایشم تموم شد ، به خودم نگاه کردم وااااااییی من چه جذابه لعنتی شدممم باید من میرفتم میکاپ آرتیست میشدم ( اعتماد به سقفوووووو😂😂😂)
رفتم کمدمو باز کردم و یه لباس انتخاب کردم تا بپوشم ( دوستان عکسه لباسه ا.ت اسلاید دوم و عکسه آرایشش اسلاید سوم)

خب تموم شد پارت بعدی رو هم الان میزارم
لایکککککککککک
کامنتتتتتتتتتت
یادتون نرهاهههاه😘🥰😍
دیدگاه ها (۲)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

سناریو سو پارت اول

سناریو سو پارت دوم

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

همسر غیره منتظره

سناریو میتسویا پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط