کی فکرشو می‌کرد کع تو آره... خود تو

کی فکرشو می‌کرد کع تو آره... خود تو
یه دختر کوچولوی آروم شیطون پر انرژی و شاد به همچین آدم غمگینی تبدیل بشه
کاش برمیگشتیم به بچگیامون‌ فقط بازی می‌کردم چه میدونستیم عشق چیه چه میدونستیم دوستی چیه
کاش هیچ وقت نمیفهمیدیم دنیا و آدماش چقد میتونن بد باشن (:
دیدگاه ها (۲)

🧸 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🌙💌ماه آروم به جیمین نگاه کرد و لبخند زد. + می‌دونی...

ریاکشن

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

داستان .بعد از اینکه بالاخره همه آروم شدن، بطری دوباره چرخید. این بار جلوی نابی ایستاد. هینا: نابی!

ریاکشن پارت ۲

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

پارت ۴۷

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط