دلنوشته #همسر_شهید مدافع حرم

دلنوشته #همسر_شهید مدافع حرم
#روح_الله_قربانی


#یلدا که چیزی نیست ، من شب های طولانی زیاد داشتم مثل شبی که گفتند تو رفتی و ..
این یک دقیقه در برابرش چیزی نیست
شب های بی تو بودن برای من از یلدا هم بلندتر است ...
اما دنیا را می گذرانم مثلا خوشم و سرحال چون خواسته ات این بوده است ...
اما بدون تو حتی بهترین ها هم برایم بی معنی است ...

الحمدلله که یاد بی بی #زینب آرامش بخش تنهایی ها و بی قراری هایم است و باز می گویم عزیز شهیدم ( #ما_رایت_الا_جمیلا )
#شب_یلدا #فکر_نو #شهید #مدافع_حرم
دیدگاه ها (۴)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی⁷چند قدم بهش نزدیک شدم، تعظیم کو...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 4 | چرا باهاش اومدی؟!صبح روز بع...

My lovely neighbor part : ۷۳

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

🌷 یلدا که چیزی نیست !!ما شب های طولانی زیاد داشتم، مثل شبی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط