رمان منیم گوزل سئوگیلیم نویسنده الهه پورعلی

پارت ۷۴


جمع زیادی از مهمانان که متشکل از دوستان و آشنایان و عده‌ای که از اهل فامیل بودند در مهمانی حضور داشتند، آسیه به همراه قدیر، مهناز و بویوک و راحله و بکتاش درحال خوش‌آمدگویی به مهمانان بودند و هر چند دقیقه کنار یک میز ایستاده و به خوش و بش می‌پرداختند.
دنیز نزد کایان آمده و اصرار داشت با او برقصد، کایان نیز از خدا خواسته بدون توجه به جمع بلند شده و دستان دنیز را در دست گرفت.
آهنگ پرریتمی از ساسی مانکن درحال پخش بود و سالن درحال منفجر شدن بود، هرکس گوشه‌ای درحال رقص بود و چند عدد از چراغ‌ها توسط امل و فلور خاموش شده بودند.
سوگل کنار یکی از دوستان کتاب‌خانه‌اش ایستاده بود همان‌طور که با سما درحال صحبت بود سما اشاره‌ای به کایان کرده و پرسید:
- سوگل اون پسر کیه؟ همونی که داره با اون بچه می‌رقصه.
لبخند پهنی روی لب سوگل نشست، نگاهش به ریتم تکان خوردن کایان بود که گاهی دست دنیز را گرفته و به او اجازه چرخ خوردن می‌داد.
به سمت سما برگشت و گفت:
- پسرعمومه! راستش منم تازه باهاش آشنا شدم، یعنی دو سه هفته‌ای میشه که اومدن ایران‌.
سما چشمکی به سوگل زده و همان‌طور که نمی‌توانست چشم از تیپ زیبا و چشم ابروی مشکی کایان بردارد گفت:
- ببینم می‌تونی تصاحبش کنی.
هر دو به این جمله خندیدند که سما دوباره گفت:
- آهنگش قشنگه پاشیم کمی با ریتم آهنگ دور بزنیم.
هر دو از جای‌شان بلند شده و مشغول شدند.
فاتح دست در جیب کنار در ایستاده و به رقص نوری که گه‌گاه همه جا را روشن کرده و گاه خاموش می‌شد نگاه می‌کرد، فضا بسیار لذت‌بخش بود اما نمی‌توانست هیچ لذتی از مهمانی ببرد، سال‌ها بود که برای داشتن سوگل پر- پر می‌زد و امروز با دیدنش در آن لباس زیبا و چهره متفاوت روی تصمیمش مصمم‌تر شده بود.
تصمیم گرفت به سمتش رفته و برای رقص دعوتش کند که با آمدن یکی از اهالی فامیل کنارش، مجبور شد ایستاده و با مشغول صحبت شود اما نگاهش هنوز درپی سوگل بود که با ریتم آهنگ خود را تکان می‌داد.
دیدگاه ها (۰)

👑 پارت هشتم | تمرینِ رقصصدای ویولن در سالن تمرین می‌پیچید.لی...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 36چند روز از برگشتن ویولت و هوسوک به...

صبح روز مهمانی، ا.ت زودتر از همیشه از خانه بیرون رفت.وقتی چن...

....پارت سیزدهم....

p3 ( اسلاید دوم لباس کنجی و اسلاید سوم لباس بنگچان واسلاید چهارم لباس یونا و اسلایداخر میکاپ یوناعه)

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

فیک جونگکوک خواب های واقعی

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_11فص...

جنگل نفرین شده پارت ۲۹(یکی مونده به آخر)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_3 فصل دوم | قان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط