شب به شب مثل گلی،

شب به شب مثل گلی،
من لابه لای دفترت...

برگ به برگ خشک میشوم،ا
ما نمی آیی چه سود...

#یاس_کرمانی
🌱
دیدگاه ها (۳)

روحش به پاییز تعلق داشت؛به خش خش برگ ها و هواى مه آلود، به ن...

فاصله یک لبخند تا جنون

فیک جونگکوک خواب های واقعی

درخواستی هاوکس

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

روباه نما

مافیای من

هم‌سلولی خطرناک (part6)دختر لبخند پر رنگی زد و روی پا های جو...

Forbidden love①④رینا: دختر نمی‌خوای حرف بزنی؟ سه‌روزه نشسته‌...

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط