نباید شیشه را با سنگ بازی داد!

نباید شیشه را با سنگ بازی داد!
نباید مست را در حال ِ مستی
دست ِ قاضی داد!
نباید بی تفاوت،
چتر ماتم را
به دست ِ خیس باران داد!
کبوترها که جز پرواز، آزادی نمی خواهند!،
نباید در حصار میله ها
با دانه ی گندم
به او تعلیم ماندن داد.!!!..... .
دیدگاه ها (۱)

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگل ... پارت ۱۷ ،(زبان راوی )در ق...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 2باران هنوز بی‌امان می...

### پارت سوم: حصار شیشه و آتشنگاه آرم لحظه‌ای روی صورت آرتمی...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

پارت ششم: «رقص در میان گرگ‌ها»نور لوستر مجلل سالن بزرگ عمارت...

زیبای کوچک فریبکار

اول از همه بریم سراغ معرفی شخصیت‌های اصلی این داستان جذاب: م...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت پنجم: سایه‌ی پدرکلماتی که...

فیک تهکوک وارث زار

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط