{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبرت هـست که دلتنگ نگاهت شـده ام

خبرت هـست که دلتنگ نگاهت شـده ام
بی قـرار تـو و چشمـان خـمـارت شـده ام
خـبرت هست دلم مست حـضـور تو شده
عـاشق و شیفته ی زنگ صدایت شده ام
خـبرت هـست کـه بـاران بــهـارم شده ای
چـون پـرستـوی مـهاجر نـگـرانت شـده ام
خط به خط زنده گی ام پر شده از بودن تو
خبرت نیست و شادم که فدایت شـده ام
میدانی گم شدم؛ می‌جویم آن حس را که پیدایم کند
تا جدا از این شلوغی‌های دنیایم کند
خلوتی باشد پر از آرامش و تسکین روح
ذکر یا محبوب من شاید مداوایم کند
کاش باشد فرصت هم‌صحبتی با آینه
من در او پیدا شوم او هم تماشایم کند
طبع شعری، دفتری هم از پر پروانه‌ها
تا مگر این شعرها در آسمان جایم کند
گه‌گداری هم‌نشینی با پرستو لازم است
تا برای رفتن از دنیا مهیایم کند
گم شدم باید که خود را زودتر پیدا کنم
قبل از آن روزی که تنها مرگ پیدایم کند...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

۵٬۶ روز نبودم ، دیگه خودتون ببینید❤بچه ها دیشب ما طبس موندیم...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

🍷 شراب قرمزقسمت پنجم: اتاق شرقیرینا به درِ بسته‌ی اتاق شرقی ...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

پارت: ۲ (بخش ۱) **زاویه دید: زین**قطره‌ای عرق از خط رویش موه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط