{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⭐‌پارت ۲۴/کما⭐‌

⭐‌پارت ۲۴/کما⭐‌

تهیونگ:هان بگو ببینم دوسش داری؟کوک میکشمتاااااا
(تهیونگ وقتی حسودی می‌کنه خیلی کیوت میشه)
جونگ کوک:نه داداش من غلط بکنم به ناموست چیزی بگم فقط از شدت خوشگلیش چشام کور شد همین😂

تهیونگ:چشاتو غلط کرد با خودت فهمیدی؟

کوک:اره باشع فهمیدم باشع

تهیونگ:خب چیکارم داشتی؟

کوک:آهان اومدم اینا رو بهت بدم دیشب تا صبح اینارو ترجمه کردم کله خر نه چیره آقای کیم

تهیونگ:آهان باشه ممنون میتونی بری..در پشت سرت ببند ممنون..
(کوک خارج میشود😂)
تهیونگ:که کوک دوست پسرته هان؟

آت:اره خب مگه چشه؟
اولش با شنیدن این حرفم حسودیش شد ولی سریع حالت صورتش به یه لبخند شیطانی تغییر کرد....


نظرتون و حتما تو کامنتا بگین ممنون💗
لایکم کن انرژی بگیرم🥹
فالوم کن تا گمم نکنی😘
دیدگاه ها (۳)

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۲

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت پنجمکوک چند لحظه به خیابان خیره...

چند پارتی درخواستی

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۷ | «یه درخواست ک...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

Heir of Light and Darknesspart : 4+من همینجا پیاده میشم آقام...

پارت ۱۲نیلسو و جونگکوک از کلاس بیرون اومدن و وارد راهروی خلو...

الماس زیبای من part¹⁰- رفتم سمت تهیونگ وگفتم که این  سه تارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط