برهوتِ بی کسی....

برهوتِ بی کسی....
یعنی همین جا...
جایی که من ایستاده ام...
جایی که شما ایستاده اید...
یعنی کشمکش بین مرزِ نبودن و خواهشِ بودن...
تنهایی؛...
یعنی تخت خواب های خسته...
یعنی خودت در آغوش خودت...
با یک بال شکسته...
باید دست برداریم از انتظار...
از حسرتِ جاده ها...
از چشم های همیشه به راه...
از فکر رفته هایی که باز نمی گردند...
در سرزمینی که هر طرفش خورشیدی غروب می کند...
هیچ فردایی...
تکرار می کنم...
هیچ فردایی...
روزِ #موعود نیست. . .
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

خب، اول از همه که اینجا ایرانه و تو سالن‌های ورزشی، دخترا و ...

پارت ۵۰ صبح روز بعد، لینا جلوی آینه ایستاده بود و به حرف‌های...

پارت ۴۸ — دیرتر از همیشهیونگی آن شب تقریباً هیچ نخوابید.فرما...

پارت شانزدهم سبز یشمی زیر باران«نایک باید ظرف چهل‌وهشت ساعت ...

چند پارتی

رمان انتقام ازدواج کامل

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

dark life =22

#دوپارتیموضوع:(وقتی اون یه خوناشامه)بنگچان/ا.تشب بارونی بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط