💠بگو ورشکست شدم دیگه!

آقا مهدی بعد از اینکه خوب به حرف‌هایم گوش کرد، گفت: «تو چقدر قرآن می‌خونی؟» گفتم: «اگه وقت بشه می‌خونم؛ ولی وقت نمی‌شه. بیست و چهار ساعته دارم می‌دوم.» گفت: «نهج البلاغه چی؟ نهج البلاغه چقدر می‌خونی؟» باز همان جواب را دادم. چند تا کتاب دیگر را اسم برد و وقتی جوابم برای همه منفی بود، با عصبانیت دستش را بالا برد و گفت: «بدبخت! بگو ورشکست شدم دیگه!»

گفتم: «چطور آقا مهدی؟» گفت: «تو با همون ایمان سنتی‌ای که داشتی اومدی جبهه. اونو خرج کردی، حالا دیگه اندوخته‌ای نداری؛ نه مطالعه‌ای داری، نه قرآن می‌خونی، نه نهج البلاغه. اون سرمایه‌ای که داشتی رو خرج کردی، اما چیزی بهش اضافه نکردی؛ این یعنی ورشکستگی! من می‌گم روزی یک ساعت درِ اتاقت رو بیند و مطالعه کن؛ ولو این که دشمن بیاد.»

✍میرمصطفی الموسوی، مسئول واحد مخابرات لشکر ۳۱ عاشورا

📚برگرفته از کتاب «ف. ل. ۳۱» روایت زندگی شهید مهدی باکری، فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا، صفحه ۲۱۴

#تقویت_مبانی_معرفتی
#تقویت_ایمان
#شهید_باکری

🌐 کانال ناصر بدرلو
🆔 @naserbadrlou_ir
دیدگاه ها (۰)

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

اجبار به بدبختی پارت۱۸

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

# 🥀 اپیلوگ: «تپشی که دوباره معنا گرفت»بهار بعدی.کلینیک دکترت...

واییحح بچه هاا ساعت 2:20 شب اومدم غیبت کنم و حرص بخورم👺😭🙏🏻من...

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

dark life = 27

پیمان نقره ای

چند پارتی پارت چهار

Iove and the moonPart49ویو یونا چشمهام را باز کردم ساعت تقر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط