black flower(p,303)

black flower(p,303)

لوهان: به یاد کی...؟🧠

فکر کرد اما چیزی به ذهنش نرسید.

بدون اینکه در بزنه وارد اتاقی که تهیونگ بستری شده بود. شد.

لوهان: اوه درسته.... تهیونگ چه شباهتی.🧠

لوهان: جونگ کوک... تهیونگا

دسته گلش رو به دست جونگ کوک داد و با یه صورت ناراحت به هم خونه اش نگاه کرد.

لوهان: شنیدم چه اتفاقی افتاده.... الان حالت بهتره؟

پرسید و به جای تهیونگ جونگ کوک جوابش رو داد.

جونگنوک: خوبه فقط نیاز به استراحت داره

جونگکوک دسته گل رو توی گلدون شیشه پر از آب گذاشت و روی میز کنار تخت دوست پسرش قرار داد.

امیدوار بود روحیه ش رو بهتر کنه.

تهیونگ: مشکلت با سهون حل شد یا هنوزم آشتی نکردید؟

تهیونگ از لوهان پرسید و یکم از کمپوت آناناسی که جونگ کوک به دستش داده بود تو دهنش گذاشت.

ابروهای جونگکوک بالا پرید.

جونگکوک: یعنی اینقدر سریع بحثش با هان دانگ هی رو فراموش کرده بود؟🧠
تهیونگ واقعا اخلاقای عجیب و غریبی داشت.

لوهان: خبرا رو نشنیدید؟

لوهان مکثی کرد و خودش جواب خودش رو داد.

لوهان: آاهه.... معلومه که به خاطر اون اتفاق....

حرفش رو قطع کرد و یه لبخند روی لباش نشوند.

لوهان: سهون تو یه برنامه ی زنده اعلام کرد که هیچ ارتباطی با اون امگا نداره و فقط چون تنها بود کمکش میکرد.

لوهان شکمش رو نوازش کرد و لبخندش گشادتر شد.
دیدگاه ها (۰)

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

پارت ۱۰ | انتقام شیرین! 😂ساعت ۸:۳۰ صبح، شرکت JK Groupجیمین ب...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

سناریو

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

Heir of Light and Darknesspart : 5جونگ‌کوک اون قسمت و میمکید...

چندپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط