جیهوپ: صبور وفادار خشن

جیهوپ: صبور وفادار خشن

جیمین:مهربون عصبی منحرف

جنگکوک:عصبی خشن بی فکر و ملاحظه

نامجون:هات صبور با ملاحظه عصبی خشن


فیک#پارت۱


هانی:

صبح شده بود از تخت خوابم زدم بیرونو رفتم جلوی اینه و موهامو شونه کردم و رفتم از اتاق بیرون وقتی میخواستم برم بیرون شنیدم مادرم میگفت واییی بدبخت شدیم چطور این مبلغو پرداخت کنیم من با خودم گفتم چی منظورشون چیه رفتم سریع پیششونو برگه رو از دست مادرم کشیدم و نگاه کردم زده بود شما باید تا اخر ماه ۲ میلیون پرداخت کنید .سر جام خشکم زد گفتم اما من فقط با ۲۰۰ تومن خرجمونو میدم مادروپدرم بهم نگاه کردن گفتم باشه باشه خودم حلش‌میکنم با برگه از خونه زدم بیرون وقتی درحال رفتن به سمت کاواره به یه پسره برخوردم خیلی خوشتیپ بود گفتم :
حواست کجاست گفتش :
تو جلو پاتو ببین
اوف ی گفتم و به راهم ادامه دادم وقتی رسیدم کاواره به صاحب خونه گفتم:
(صاحب خونه تو کاواره کار میکنه) میشه یکم کم کنین من نمیتونم انقدر بدم گفت:
نه مگر اینکه اینجا کار کنی گفتم :
چییییی تو منو چی فرض کردی گفت :
باشه اگر دنبال یه کار پردرامد نیستی اوکی پس تا اخر ماه بده پولو و درزم اگر اینجا کار کنی ازار جنسی و دست زدن نداریم فقط روز هایی که نوبتت باشه میخونی و بقیه روزا کنارشون میشینی و چند پیک مشروب میخوری
دیدگاه ها (۲)

Pat:10اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جواب بیبی چکم مثبت بود. هم تر...

عشق خیانت انتقام

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

جونگ کوک از خواب بلند شدم دیدم ات کنارم نیست و رفتم پایین دی...

اجباربه بدبختی پارت ۵

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۱ پارتویو &چند دقیقه گذشت.ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط