✦✧✧ - ✧✧✦ اجـبــار p▪︎⁵⁶

جلو چشمام باهاش رفت؟
وقتی دیدم جونگ کوک به حرفم باور نکرد و با جی یون رفت واقعا دلم شکست...
چقد جی یون بازیگر و دروغگوئه
همونجا خشکم زده بود تا اینکه یه قطره اشک از گوشه چشمم افتادو به خودم اومدم
نتونستم کاری کنم سر هر پرونده ای میرفتم نمیتونستم تمرکز کنم برگشتم خونه
چند ساعت بعد به منشی رنگ زدم و گفت هنوزم بر نگشته
چرا هر وقت با اونه منو فراموش میکنه
کوک:
جی یون و رسوندم دکتر خودم میخواستم برگردم شرکت که جیمین بهم زنگ زد و رفتم پیشش
از زبان ا/ت:
خیلی منتظرش بودم ولی نیومد حتی از تایم کاری هر روزمون هم خیلی گذشته بود
_من چرا الان منتظرشم
اون داره کم کم منو فراموش میکنه
ساعت ۱۲ شب:
هنوزم خوابم نبرده بود و تو آشپز خونه نشسته بودم که صدای کلید اومد

+هنوز نخوابیدی
_..........................
+منتظر بودی برگردم
_نه.....منتظرت بودم چون میخواستم باهات حرف بزنم
+خب بیا حرف بزنیم
_شام خوردی ؟
+آره
فقط منم که نگرانشم
_جونگ کوک لطفا بهم راست بگو حتی اگه ناراحتم کنه
+.....................
_میرم سر اصل مطلب ...........
+خب
_اگه....اگه جی یون و دوست داری بهم بگو
+چرت و پرت نگو ا/ت
_قرار شد راستشو بگی .....من نمیخوام بینتون باشم اگه دوسش داری بهم بگو تا بیشتر از این اذیت نشیم
+چون امروز باهاش بد رفتاری کردی و من جلوتو گرفتم اینجوری میگی
_من باهاش بد رفتاری نکردم....
+خودم دیدم چطور میتونی بهم دروغ بگی
_جونگ کوک تو هیچی ندیدی
+چرا دیدم تو حتی باعث شدی دستش خونریزی کنه تو اون ا/ت قبلی نیستی
_چرا داری انقد ازش طرفداری میکنی و منو مقصر میدونی چرا نمیفهمی من هیچ کاری نکردم اون انقد دیوونس که حتی خودشو زخمی ام میکنه تا فقط جلب توجه کنه
+یعنی میگی خودش باعث خون ریزی دستش شد(خنده)
_میدونم که حست نسبت بهم عوض شده
+چرت و پرت نگو
_چرت و پرت نمیگم همش حقیقته تو اون روز وقتی رفتی پیش جی یون حتی یادت رفت من منتظرتم ...من زیر بارون انقد منتظرت بودم تا اینکه هوا تاریک شد تو شرکت همه‌ی حرفای دروغ اونو باور کردی و حتی به حرفای من گوش ندادی الانم که بخاطرش داریم باهم دعوا میکنیم
.....امشب ....امشب تا الان پیشش بودی حتی واسه شام نیومدی پیشم (با داد)
از وقتی اون برگشته تو داری منو فراموش میکنی...
(اینا رو گفت و رفت سمت اتاقش)
+ا/ت وایسا یه لحظه.ا/تتتتت

#فیک #فیک_جونگکوک #کیپاپ #بی_تی_اس
#BTS #BTS_ARMY #Jungkook #K_pop #Bangtan
دیدگاه ها (۳۹)

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

تکپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

My Boy❄

سناریو سو پارت اخر

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

سناریو ناگی پارت ۱

سناریو خط قرمز پارت ۲

سناریو مایکی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط