اۅݩ هـَمـہ خـآطــِڔهـ چــِجـۅڔیـ اَز یــآدِټــ ڔَفـټـہ

اۅݩ هـَمـہ خـآطــِڔهـ چــِجـۅڔیـ اَز یــآدِټــ ڔَفـټـہ
آرهـ،تـۅ خـۅبـ هـَمـیشـہـ مــَڹ بـــَدَݦ
بـِبیـݧ چـَنـد بـآر بــِدۅݧ تـۅ رـَڱـ زَدَݥ
بـِبیـݧ اَز هـَمـہ دـۅږ و وَرَݥ مـَݧ زَـدَݥـ
دـآرَم اِنتــِقـآم میگــیـرَݥ اَز تــَنــَم
چــِقـَِد قـَشــَنـڱـہ صـِدآیـِ شــِڪـَسـټـَنـَم
#ڱــَنــدُم
#اکیپ_اسکیزوفرنی
دیدگاه ها (۲۹)

جهانی میان بیداری و خواب

رمان اسیر خان پارت بیست و سوم ۲۳

🍷 شراب قرمزپارت ۲۹ — حقیقترینا چند ثانیه فقط به جونگکوک خیره...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹²جیان،اسلحه ای که زیر شال پشمی‌ش پنها...

رمان خبر ممنوعه پارت سوم 3

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت ششم | گردنبندی که مال من نبود«مادرت؟»«آر...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

#برادر ناتنی من

🖤 پارت ۴۶ | «آخرین نقشه»پدر لانا لبخند زد.— «بالاخره همه خان...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت سیزهمساعت از دوازده شب گذشته بود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط