پارت ۲

پارت ۲

جونکوک : باشه معذرت میخوام
خانم مغرور (زیر لب )
ات : چیزی گفتی ؟ (همه ی حرفای ات عصبی و سرد و بی حوصله بدونید )
جونکوک : نه بای
ات : بای
توی ذهنش ( چرا انقدر راحت بخشیدم ولی نمیدونم چرا حالا باید برم خونه و لباسامو. عوض کنم عععععرررررررر )
ویو ات
رفتم خونه و به خودم رسیدم و یه لباس خفن پوشید و رفتم بار چون امشب یه قرار داد مهم دارم ( لباسشو میذارم )
راه افتادم
رسیدم بار

و پرسیدم و گفتن برم اتاق VIP ( نمیدونم چرا ولی میخواستم بنویسم اتاق فرار )
رفتم داخل ولی خیلی تعجب کردم همونه پسره که توی کافه دیدم بود پشمام ریخته بود ولی به روی خودم نیاوردم
از پرسنل پرسیدم که اتاق رو درست اومدم ؟ گفت آره
رفتم نشستم و گفتم خودتو معرفی کن ( جدی و خشن و سرد )
جونکوک : جعون جونکوک هستم شماره ی ۱ مافیا جهان ( دارم دروغ میگم شماره ۲ ام )
ات : دروغه شماره ۱ یکی دیگس
جونکوک : از کجا میدونی
ات : میدونم ولی اینکه از کجا میدونم به شما مربوط نیست آقا جعون بریم سراغ معامله خب پس ۱۰۰ کلت و ۱۰۰۰۰۰ تفنگ و ۱۰۰۰ تا تریاک و.......... درسته ؟
جونکوک : درسته قبوله ؟
ات : من فقط ۲۰ درصد از شرکتم رو بهتون میدم قبوله ؟
جونکوک : نه خیلی کمه یعنی چی ۲۰ درصد مسخره کردی
ات : میدونی چیه معامله فسخه ( ریلکس )
جونکوک : اینهمه وقتمو گرفتی که بگی فسخه ؟ هه
ات : خودت نخواستی منم فسخ کردم پس امیدوارم هیچ وقت همو نبینیم
ات رفت
ویو ات
هعی مسخره کرده منو واقعا که .....

ادامه داره .....
اگر بد شده ببخشید
آخه دندونم درد میکنه دیروز دندان پزشکی بودم
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت (۱۴)

#برادر ناتنی من

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

وقتی درسش بد بود و..

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

پنهان عشق

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط