یک سگ زیادی ولگرد

اومدم با فیک جدید راجع خواهر دازای جون و چویا حیح حیح حیح حیح
دلم نمیخواد معرفی بزارم ولی نمیشه دیگه باید بزارم هعی
توضیحات فیک
اسم:
یک سگ زیادی ولگرد(بخاطر ولگردی شخصیت اصلیه به من ربطی ندارع)
ㅡㅡㅡ
ژانر:
معمایی، مافیایی، عاشقانه، بسی اسید سولفوریکی، خانوادگی، بعضی جاهاش غمناک ولی یهو میرینم تو لحظه احساسیشون دیگه خود دانید، در محوریت انیمه، یه سری چیزا شایدددد اضافه کنم ولی کم نمیشه نگران نباشید
ㅡㅡㅡ
نقش های اصلی:
اوسامو زارا، اوسامو دازای، ناکاهارا چویا، یکی دیگه هم هس که نمیگم حیح حیح حیح
✯✯✯
بیوگرافی زارا
~~~
اسم: اوسامو زارا
ㅡㅡㅡ
لقب: جادوگر، عزرائیل، شدو(به معنی سایه)، دامپزشک(میفهمین چرا🤣🤣)
ㅡㅡㅡ
جایگاه: معاون اجرایی مافیای بندر در کنار چویا و دازای(یه تغییری که دادم اینکه مافیای بندر سه تا مدیر اجرایی داره دازای و چویا و زارا و وقتی دازای میره تو آژانس میشن دوتا و موری این جایگاه دازای رو برای برگشتنش خالی نگه میداره)
ㅡㅡㅡ
سن: 5/10/12/13/16/20/22(به ترتیب تو طول داستان. قشنگ معلومه میخوام بکشمتون با پرش زمانی هام🗿)
ㅡㅡㅡ
قد: کوتاه تر از چویا🗿
ㅡㅡㅡ
وزن: تو 13 سالگی: 49/تو 16 سالگی: 53/تو 20 سالگی: 57/تو 22 سالگی: 59
ㅡㅡㅡ
بستگان: اوسامو دازای برادر، پدری نامعلوم، مادری که حال ندارم براش اسم بیابم
ㅡㅡㅡ
ویژگی های ظاهری: مث دازای ولی موهاش بلند(عکسشو تو هر سنی میزارم)
ㅡㅡㅡ
اخلاقیات: خوش طبع، مهربون، با ادب با بزرگترا تاکید می‌کنم بزرگترا، با دشمن بدجنس یه دیوونه سادیسمی، بیش از حد قوی
ㅡㅡㅡ
علایق: داداشش، مافیای بندر، اوگای موری، آلیس، گین و اکوتاگاوا(به عنوان شاگرد)، گربه ها، خوابیدن تا لنگ ظهر، غذا خوردن، انواع و اقسام اسلحه ها ولی بیشتر چاقو و چیزای تیز و کوچیک
ㅡㅡㅡ
تنفرات: اعضای انجمن، فرانسیس(بسی همراه دلیل)، از خواب ناز بلندش کنن، وسط غذا مزاحم بشن، حوله خیس، دازای یه مدت خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییی کوتاه، رئیس های مافیا های دشمن و اعضای مافیا بی دلیل میزنه همرو ناقص میکنه🗿
(این دوستمون چقد منه🗿🗿)
ㅡㅡㅡ
موهبت: تقلید: هر موهبتی رو میتونه با نام بردن اسمش استفاده کنه/ظاهرسازی: میتونه ظاهر خودشو تغییر بده
ویژگی: میتونه چندین موهبت رو باهم استفاده کنه
محدودیت: اگه بیشتر از یه ساعت از بیشتر از یه موهبت استفاده کنه پخ پخ میشه(یه موهبت رو میتونه بیشتر نه🗿👍)
ㅡㅡㅡ
شیپ: چویا(هار هار هار اینجا رمان سوکوکو و شین سوکوکو و کلا شیپای بی ال نداریم لیلیلیلیلیلی💃🏻)
همین دیگه
~~~
ترکیب های قوی: دوقلو های تاریک(دازای و چویا)/زوج تاریک(چویا و زارا)/دوقلو های سایه(دازای و زارا)
ㅡㅡㅡ
خلاصه داستان:
یه دختر بیشعور کثافتی به عنوان خواهر دازای زندگی میکنه. جایگاهی که تک تک ما بی استثنا می‌خواستیم باشیم🗿😭😂
تناسخی نیستااااااا از الان بگم
و خب این دختر بیشعورمون تو بچگی به بلایی سرش میاد و از خانواده ش جدا میشه هر کدوم یه جور
و خب میره تو کار مافیا
با چندین مافیا کار میکنه و بعد یه مدت فرار میکنه و آخر تو مافیا بندر موندگار میشه به چند دلیل مث:
1-دازای
2-چویا
3-اعضای مافیا بندر به خاطر خوش اخلاق بودنشون چون اونای دیگه فقط میکشتن
4-اوگای موری
5-صمیمیتی که روز اول باهاش داشتن
همین دیگه
حالا هم اتفاقای انیمه و خب دعوا های خواهر و برادری دازای و زارا🗿

اینم توضیح فیک
کاری ندارین خدافظ🗿
#انیمه
#سگ_های_ولگرد_بانگو
#چویا
#یک_سگ_زیادی_ولگرد
دیدگاه ها (۱۲)

رمان سوم پارت هفتم 🔪࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو راوی 😏>> ...

پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو چویا 🙂یه روز مسخره ی...

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

دازای:موری سان من کار رو نمیکنم..نمیخوام برم- و حرفم و سیلی ...

حرفش با داد اوسامو قطع شد:چی برای خودت داری میگی موری؟داری م...

شکوفه های گیلاس 🌸 🌸پارت ۱۱🌸*ویو چویاداشتم تویه خیابون راه می...

Part: 11 ادامه پارت قبل=موری: آکوتاگاوا کون تو تا چند روز...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت پنج.(اخر) دازای اروم نفسش ر...

part 180دو روز از وقتی که چویا از اون چهار دیواری خلاص شده ب...

رمان بهترین من☆اهمم تصمیم گرفتم رمان بنویسم خیلی درخواست داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط