فن فک * زندگی دوباره

پارت 14


* خانه سانو ها


* ویو مایکی


اما : بیدار شوووووو مدرست دیر شدددددد 😡

مایکی : 😴😴

اما : د بیدار شووووووو 😡

مایکی :😴😴😴

اما : بیدار می شی یا دست به کار شم 😈

مایکی : 😴😴😴😴😴

اما ماهیتابه به دست : تنفس ماهیتابه فرم اول بیداری تا همیشه توسط ماهیتابه 🍳

*شپلک

مایکی : آیییی سرممم 😣

اما : حقته 😈 حالا هم پاشو درکن منتظرته 😑


* در راه مدرسه

مایکی : کن چین 😄

دراکن : ها چیه ؟😑

مایکی : می خوام فویو رو عضو گنگ کنم😄

دراکن : چیییییی😲 اگه اون رو بیاری گنگ . گنگ نابود می شه . به باد میره . منفجر می شه . به ف*اک می ره......

مایکی : آروم نفس عمیق بکش 😯

دراکن : هییی ... هووو ... هییی ... هووو😤😥 ( مثلا نفس عمیق😑)

مایکی : چیزی نمی شه بابا 😄 حالا فویو رو از کجا پیدا کنیم 😕

دراکن : از مدرسه جیفویو 😑

مایکی : پس پیش به سوی مدرسه چیفویو 😄


* رسید به مدرسه چیفویو


مایکی : حالا فویو رو از کجا پیدا کنیم 😕

دراکن :* در حال زنگ زدن

مایکی : داری به کی زنگ می زنی ؟😕

دراکن : به باجی 😑

مایکی : چرا 😕

دراکن : چون باجی و چیفویو تو یه مدرسه درس می خونن 😑

مایکی : آها

دراکن : الو 😑

باجی : بله😕

داکن : بیا دم در مدرسه چیفویو هم با خودت بیار * قطع کردن

باجی : چیه چی شده؟😕

مایکی : چقدر سریع 😑

دراکن : مایکی می خواد فویو رو عضو گنگ کنه 😑

باجی و چیفویو : ...... * در حال آپلود

باجی : چیییییییی😲

چیفویو : اگه فویو بیاد گنگ گنگ نابود می شهههه 😲

دراکن : از این بپرس 😑

مایکی : خوب فویو کو😄

چیفویو : تو مدرسش 😕

مایکی : یعنی تو یه مدرسه درس نمی خونید 😕

چیفویو : نه 😐

باجی : چرا 😕

چیفویو : چون می گه نمی خواد ما رو با هم اشتباه بگیرن 😑

مایکی : پس راه رو نشون بده 😄

چیفویو : های😊


* رسید به مدرسه فویو


باجی : مدرسه شون بزرگ تر از مال ماست 😕

مایکی : فور ما شون هم بهتره 😐

دراکن : صدای دعوا نمی یاد 😕

چیفویو : چرا از پشت مدرسه می یاد 😕

باجی : من که رفتم ببینم چیه😑 * در حال رفتن

مایکی : منم آمدم ☺


* رسیدن به پشت مدرسه


؟؟؟؟ : پدر سگ به من دست درازی می کنی هاااا 😠

؟؟؟ : آخ آخ آخ ..... غلط کردم .... بی جا کردم .... گوه خوردن 😣

؟؟؟؟: بیشتر بخور 😠* زدن به صورت طرف

؟؟: گوه خوردیم .... لطفا ما رو ببخش 😢

؟؟؟؟: تو یکی ساکت که هنوز با هات کار دارم 😡 * از اون لگت های مایکی

؟؟؟ : چی کار کنیم که دست از سر مون برداری .... آخخخخخخخخ 😢😨

؟؟؟؟ : بی پدر من تا ازرائیل رو جلو چشمت نیارم دست بردار نیستم 😠 *لگد زدن به شکم طرف

باجی : این جا چه خبره 😕

فویو : عهههه راپونزل تویییی 😄

باجی : راپونزل ؟

مایکی :همه این ها رو خودت ناکار کردی ؟😕

فویو : عهه ... آره 😄

دراکن : برای چی 😑

فویو : می خواستن دست مالیم کنن 😑🔞
دیدگاه ها (۱)

کمه بخونش ولی🥔 «عملیات سیب‌زمینیِ مایکی» 🥔یه روز مایکی ساعت ...

کسخلان گروگان

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۲

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

داستان

سناریو خط قرمز پارت اخر

زمان برگشت اما هیچکس مثل قبل برنگشت...

🖤🏍️ Tokyo Revengers — دختر رئیسقسمت اول: ورود به تومانساعت ۹...

رمان توکیو ریونجرز

پارت 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط