"حرف دل "

"حرف دل "

چشمان پُف کرده ات را پای پُر خوابی می گذارند
و می خندند
آنهایی که هیچگاه شبی
را با گریه صبح نکرده اند...!!!
نمیدانند چه عشق بازی هایی میکنی با خاطراتت
میگویند خوش خیالی و پر خواب
خواهشی دارم
به خیالم سر میزنی تا ببینی خوشی اش را
بی گمان خواب از پلکان تو نیز میپرد
رخنه میکنند به وجودم
مرا از پای در می آورند
با آیینه ها قهرم
نمیدانم چه بر سر آمده
تو مرا ببین
تغییری کرده ام؟
فقط .........
کمی
بی خواب شده ام
چیزی تغییر نکرده است
زمین و زمان همان است
تو پندار کن که من تنبلی پیشه کرده ام و بس
خواهشم اینست
مرا با خاطرات شبانه ام تنها بگذارید .........
دلم که میگیرد
دلتنگ که میشوم
لابه لای آشفتگی های ذهنم
آنجا که دست  نخورده ترین خاطراتم
را نگه داشتــه ام
میگردم تا پیدا کنم
خوشی لحظه هایی که زود گذشت
که سهم این شبهای من،
شده مرور آن روزها
چه زود این روزهای من شد،.
" آن " روز هـــا ....!!!
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 27چند روز دیگه هم گذشت و رینا هنوز توی کما بو...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

سناریو: ماه سرخ

پروانه جان

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

شاهزاده دوست داشتنی من

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط