همیشه آرزو کردم برایت بهترین‌ها را

همیشه آرزو کردم برایت بهترین‌ها را
چنان مجنون که می‌خواهد فقط لبخند لیلا را

اگر چه در نظر داری کمال و حسن یوسف را
ولی او چون تو می‌خواهد یکی مثل زلیخا را

بهای عشق سنگین است و از آن بی‌خبر ماندی
به دریا کی زدی آخر، که دانی مکر دریا را

یکی باید فدا می‌شد، "فدایت" را تو می‌گفتی
ولی من در عمل گشتم فدایت، "رسم دنیا را"

ببین از درد می‌سوزم که گرم از آتشم باشی
غروب من طلوعی شد از این شب‌تابِ فردا را

تو بر دوش منی دارم تحمل می‌کنم شاید
بفهمی قدر ارزش را نگیری دست بالا را

به پایت سوختم اما توی مشتاق آن‌کس که
به خال یار می‌بخشد سمرقند و بخارا را

دمی بگذار بنشینم که دیگر خسته از راهم
به دنبالت نمی‌آیم برو دیگر از اینجا را

نشد، دیگر نمی‌خواهم اگر چه آرزو کردم
برای تو فقط خود را برای خود تو تنها را

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

چند پارتی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

Ten

پروانه جان

پارت دوم راز خون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط