پارت 42 فیک اجبار

پارت ۴2


♒فیک اجبار


سوم شخص

جلسه کنفرانس تموم شد و جونگ کوک مثل همیشه گل کاشت بهتر از هر کسی می تونست این رو شرایط اداره کنه و موفقم شد...........
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
+اقا وقت دارین
×بیا تو...‌
+تبریک میگم اقا......
×به لطف شما ها تونستیم
+ببخشید قرار بود یچی بهتون بگم از صب نشد
×اره بگو...مرخصی میخوای؟
+نه میخواستم این رو بهتون بدم....
×نامه........این چیه
+لطفا تنهایی بخونینش...حتما بخونینش
(سریع از اتاق رفت بیرون)
×این دیگ چیه.......مگه تو قرن چوسانیم که نامه میدن(انتظار نداشتین که بنویسم قاجار نه؟؟؟؟؟)
اوووف بزا بازش کنم...........
_ببخشید اقا میشه سریع بیاین......
×چی شده؟.....
 _منشیه جدیدتون اومده......
×اوووف باشه......

●□●□●□●□●□●□●□●□●

جونگ‌کوک:خوش اومدین....
میسو(منشیه):متشکرم
جونگ کوک: خب قبل از هر چیزی باید بگم که این شرکت قوانین خاص خودشو داره هر روز ساعت ۸ونیم قهوه اسپرسو باید رو میزم باشه......اگه نباشه  واست بد میشه
میسو:تنبیهم میکنین(یااااا جد سادات)
جونگ کوک:بله؟
میسو:گفتم چشم......
جونگ کوک:خوبه ....علاوه بر اون کارا همیشه باید به موقعه انجام بشه پس ببخشید یادم رفتو اینارو نداریم فهمیدی؟؟؟؟؟
میسو:بله ارباب
جونگ‌کوک:جاااانم؟؟؟
میسو:گفتم بله قربان........
جونگ‌کوک:میتونی بری سرکارت
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
میسو:اوووفف ...این رئیس شرکتمونه......شما چجوری اینجا کار میکنین...محو زیباییش شدم
سیما:اگه کار نکنی میندازتت بیرونو نمیتونی ببینیش...پس گمشو سرکارت....
میسو:ای بابا....باشه
●●●●●●●●●●●●●●●●
جونگ کوک

برگشتم به اتاقم ....نامه رو برداشتم ....انگار قدیمی بود چون بزور تونستم بازش کنم.......



برای خوندن ادامش نظر فراموش نشه لاوا❤️💋
#FICEJBAR
#Milla
دیدگاه ها (۳۶)

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

پارت ۴۱

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

پارت ۲۶

«دختر کوچولوی من »پارت هفتم

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

پارت ۱۰یونا: نههه چرا تویونگی : بگو انقد کش نده مگه‌کیهیونا:...

پشت نقاب عشق 💗صبح روز بعد، نور آفتاب از پنجره‌های بزرگ عمارت...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت سیزهمساعت از دوازده شب گذشته بود،...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط