از همان اول دلم را در تب و تاب آفرید

از همان اول دلم را در تب و تاب آفرید
خاک بود ؛ اما مرا از آتش و آب آفرید

کفش‌های کهنه‌ی تنهاییم را جفت کرد
نیمه‌ی گم‌کرده‌ی من را چه نایاب آفرید

مانده‌ام حافظ تو را در چندمین دفتر نوشت
مانده‌ام سعدی تو را در چندمین باب آفرید

آستین بالا زد امشب پلک‌هایم تا تو را
آنچنانی که خودش می‌خواست در خواب آفرید

ماه ، نیم دیگرش را جستجو کرد و نیافت
بعد جای آن خودش را در دل آب آفرید ...
💚❤️💚
دیدگاه ها (۰)

پارت پنجم (آخر): فردا، روی صفحه سفیدابردهای خاکستری بالاخره ...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

صبح روز بعد، ا/ت دوباره به دفتر امور بین‌الملل دانشگاه رفت.ا...

تکاپو پارت 108:امیدوارم اشتباه باشه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند ساعت از باز...

سلامممممممممم بچه هااامن هنوز زنده ممممم🗣بچه ها بذارین من هم...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty one ویوی تهیونگ :اون شب ا...

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

𝖕𝖆𝖗𝖙10آن شب، مارال تا ساعت‌ها بیدار ماند. توی اتاقش قدم می‌ز...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_2 فصل اول | خان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط