{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه ها را باید سکوت کرد

جمعه ها را باید سکوت کرد
شعر نوشت
و باران را نوازش کرد...

خطی از بغض های نوازش یاس را
نشانید بر طلوع شبنم گونه ی اشک...

و به پاس تمام نبودنها
شمارش ثانیه های سکوت را
بر زمزمه ی بغضها روانه ی باران کرد ...

و اینگونه غروب کرد
بر باور رویا گونه ی آدینه ی دلتنگی ها...
دیدگاه ها (۳)

دلم را ورق می زنمبه دنبال نامی که گم شددر اوراق زرد و پراکند...

در فراموشی گرفتارم‌ !روز و شبها همچنان‌ در قلب این مرداب بید...

ﺷـــﺐ ﻫﺎﯾﻢ ﻋﺠﯿﺐ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ . . . !ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ . ...

گــــاهی.. ﺩﻟم ﻣﯿﺨـــﻮﺍﻫﺪ ﻭﺳـــﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿــــــم ﺑﺎﯾﺴـــ...

تکاپو پارت 92:تاریکی🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍از عصر، باران بی‌وقفه می‌بارید...

سناریو سانزو

پارت هفتم | باران سئولباران آرامی روی خیابان‌های سئول می‌بار...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

تکاپو پارت 95:عصر🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند دقیقه بعد...گوشی دیمیتریوس رو...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

🖤 سکوت. 𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀ژانر: مافیایی | رازآلود | غم...

#in_your_eyes"ادامه پارت ۸۸"ویو کایلافقط دلم میخواست مطمئن ب...

رمان تهیونگ و جنی

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³² باران بی‌وقفه می‌بارید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط