{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی به شوهرش گفت:

زنی به شوهرش گفت:
اگر من زودتر از تو مردم چند وقت بعد زن میگیری؟
مرد گفت وقتی خاک قبرت خشک شد!
زن گفت آیا وعده میدهی؟
مرد گفت بله قول میدهم.
از قضا زن فوت کرد
هر روز مرد میرفت سر قبر تا ببیند خاکش خشک شده یا نه
تا یکسال دید که خشک نمیشود
تا اینکه یک روز عصر رفت دید
که برادر زنش دارد روی قبر
آب میریزد
سؤال کرد چرا این کار میکنی
برادر زنش گفت:
وصیت خواهرم را اجرا میکنم
که هر روز بر روی قبرش آب بریزم!!!
اینست مکر زنان
زندش بلا مردش هم بلاست
.
●○•°●○•°●○•°●○•°●○•°●○•°●○•°●○•°●○•°
دیدگاه ها (۴)

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و ...

پارت ۷هاشیراما با عجله داشت به سمت بیمارستان می‌رفت . همانطو...

+ ( یوشیرو تو نمیتونی.... ما... ما ازدواج کردیم من زنتم!) و ...

پارت اولکامیل مثل همیشه روبروی اینه شکسته اش نشسته بود و و م...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 10(لطفا اگه یادتون ن...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط