Bulletproof boys

Bulletproof boys
part¹

ویو ا.ت

امروز یک روز زیبای پاییزی بود هوا بارونی بود
من خیلی اب و هوای فصل پاییز رو دوست دارم
کنار پنجره اتاقم نشسته بودم و به صدای زیبای
بارون گوش میدادم و درحال خوندن رمانی زیبا
بودم و از خوندنش لذت میبردم دلم برای
پدرو مادرم تنگ میشه اخه امروز رفتن سفر کاری و
دوماه دیگه برمیگردن و خوندن ادامه کتابم ادامه دادم که صدایی شنیدم
ا.ت: این چی بود؟
اهمیت ندادم دوباره این صدارو شنیم
ا.ت: خدمتکار
خدمتکار: بله خانم
ا.ت: این صدای چیه؟
خدمتکار: نمیدونم
کمی نگران شدم و نگهبان سریع اومد
نگهبان: خانم کیم
ا.ت: چیشده دوباره؟
نگهبان: چطور بگم...
ا.ت: چیزی شده اتفاقی برای پدرو مادرم افتاده؟
نگهبان: نه نه خانم و اقای کیم حالشون خوبه ولی متاسفانه به عمارت حمله شده
ا.ت: چی؟ حمله شده؟(نگران)
نگهبان: بله
ا.ت: حواستون باشه نزارید بیان داخل(ترسیده)
نگهبان: ما تمام تلاشمون رو میکنیم چشم نگران نباشید
ا.ت: مراقب باشید

(پنج ساعت قبل)

ویو جیمین

تو اتاق کارم بودم داشتم کارم رو انجام میدم صدای درو شنیدم
تق تق تق
جیمین: بیا
شوگا: جیمین خوبی؟ کار داری؟
جیمین: نه
شوگا: یه خبر خوب دارم
جیمین: چه خبری اگه بخوای چرت و پرت بگی برو بیرون
شوگا: نه نه خیلی مهمه خوشحال میشی
جیمین: خب بگو گوش میدم
شوگا: انگار خانواده کیم برای سفر کاری رفتن خارج از کشور
جیمین: خب که چی؟
شوگا: دخترشون چی بود اسمش همم.. ا.ت اره ا.ت رو نبردن
جیمین: منظورتو نمیفهمم
شوگا: دلت انتقام نمیخواد (لبخند شیطانی)
جیمین: اوو حق با تو فک کنم جالب بنظر برسه انتقام (پوزخند)
شوگا: میدونستم خوشحال میشی
جیمین: برو به اعضا بگو برای شب اماده باشند (جدی)
شوگا: حتما نقشه هارو خوب اماده کن
جیمین: حتما چشم





#فیک
#سناریو
#بی‌تی‌اس #کیم‌نامجون #کیم‌سوکجین #مین‌یونگی #جانگ‌هوسوک #پارک‌جیمین
#کیم‌تهیونگ #جئون‌جونگ‌کوک
دیدگاه ها (۱۷)

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۲ ا/ت باز صبح شد دیدم خدمتکا...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

عشق بی پایان

سناریو مایکی پارت ۴

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط