عشق دردناک پارت 17
خشکم زده بود و فقط به صفحه گوشی خیره بودم که دوباره زنگ خورد با تا خیر برداشتم که باز صدای شکسته اش تو گوشم پیچید
میا:ا.ت خواهش میکنم میخوام ببینمت
بلاخره تونستم لبام رو تکون بدم با گریه گفتم
ا.ت:معنی اون پیام چند دقیقه پیش یعنی چی این کارو کردی تا جواب تماست رو بدم
صدای گریه اش و جواب ندادنش داشت دیوانه ام میکرد چون میدونستم این وقت روز هیچکی خونه نیست بجز اجوما که اونم سرش گرم گل هایه حیاطه خونه ست پس دوباره با گریه داد زدم
ا.ت:میا جوابم رو بده معنی اون حرفت یعنی چییییی
با گریه هق هق کرد و بعد گفت
میا: ا.ت من....من...مریضم
احساس میکردم دیگه نفس نمیکشم
ا.ت:یعنی چی
میا: ا.ت باید ببینمت
دوباره یک لحظه فکر اینکه بخواد با بهانه من رو بعد این همه مدت ببینه عصبیم کرد
ا.ت:نمیخوام دروغگو تاره یادت به من افتاده تازه فهمیدی خواهری داری لع*نتی من تورو مثل مادر نداشته مون میدونستم اون وقت تو به خاطر خودت فرار کردی تا من به جای تو رجر بکشم الانم زنگ زدی که این چرت و پرتا رو تحویلم بدی نمیخوام دیگه صدات رو بشنومممم
با گریه گفت
میا:ا.ت خواهش میکنم
ا.ت:گفتم که نمیخوام....
این دفعه این حرف من بود که از طرف صدایی مردونه و بم از پشت گوشی نصفه موند
.....:دختره احمق اون نباید اینقدر حرف بزنه و خسته بشه حرفم رو دوباره تکرار نمیکنم پس خوب گوش کن ....اون مریضه میفهمی پس بیا به ادرسی که میگم اونجا میام دنبالت
خواست قطع کنه که زود گفتم
ا.ت: تو کی هستی ؟!
.....: کیم تهیونگ
بلاخره نقش سوم داستان وارد میشود😂
میا:ا.ت خواهش میکنم میخوام ببینمت
بلاخره تونستم لبام رو تکون بدم با گریه گفتم
ا.ت:معنی اون پیام چند دقیقه پیش یعنی چی این کارو کردی تا جواب تماست رو بدم
صدای گریه اش و جواب ندادنش داشت دیوانه ام میکرد چون میدونستم این وقت روز هیچکی خونه نیست بجز اجوما که اونم سرش گرم گل هایه حیاطه خونه ست پس دوباره با گریه داد زدم
ا.ت:میا جوابم رو بده معنی اون حرفت یعنی چییییی
با گریه هق هق کرد و بعد گفت
میا: ا.ت من....من...مریضم
احساس میکردم دیگه نفس نمیکشم
ا.ت:یعنی چی
میا: ا.ت باید ببینمت
دوباره یک لحظه فکر اینکه بخواد با بهانه من رو بعد این همه مدت ببینه عصبیم کرد
ا.ت:نمیخوام دروغگو تاره یادت به من افتاده تازه فهمیدی خواهری داری لع*نتی من تورو مثل مادر نداشته مون میدونستم اون وقت تو به خاطر خودت فرار کردی تا من به جای تو رجر بکشم الانم زنگ زدی که این چرت و پرتا رو تحویلم بدی نمیخوام دیگه صدات رو بشنومممم
با گریه گفت
میا:ا.ت خواهش میکنم
ا.ت:گفتم که نمیخوام....
این دفعه این حرف من بود که از طرف صدایی مردونه و بم از پشت گوشی نصفه موند
.....:دختره احمق اون نباید اینقدر حرف بزنه و خسته بشه حرفم رو دوباره تکرار نمیکنم پس خوب گوش کن ....اون مریضه میفهمی پس بیا به ادرسی که میگم اونجا میام دنبالت
خواست قطع کنه که زود گفتم
ا.ت: تو کی هستی ؟!
.....: کیم تهیونگ
بلاخره نقش سوم داستان وارد میشود😂
- ۱۱۰.۹k
- ۱۴ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط