سناریو درخواستی از تام ریدل
وقتی پروفسورمونه و دارک لرده:
(ا/ت عزیزمون تو بچگی هاش خیلی مظلوم و کیوت بود ولی امروز یعنی سال ششمش تو هاگوارتز با چشمای سبزش و تیپی که زده بود همه رو شکه کرد)
همه حتی پروفسور های هاگوارتز هم محو تماشای ا/ت بودن که دامبلدور با قاشقش به لیوانش ضربه زد و گفت در سال ششم شما جناب ریدل جوان ترین پروفسور هاگوارتز قراره درس دفاع دربرابر جادوی سیاه رو بهتون درس بدن تو به استاد نگاهی انداختی ولی تام ریدل محوت شد و لبخند محوی بهت زد.
سر کلاسش گفت خب کی میتونه کاربرد ورد آواداکدورا رو بگه؟(ps: مستر ریدل ول نمیکنی این وردو نه؟ 😂) و تو دستت رو بالا بردی و با لبخند قشنگی گفتی من میدونم و تام ریدل بهت خیره شد دست به شونه ایستاد و گفت بفرمایید خانم؟ و تو سریع گفتی ف/خ(فامیلی خودت) خانم ف/خ و اون گفت آها بله بفرمایید و تو گفتی یه ورد ممنوعه هست که هیچ کس نتونسته ازش سالم بیرون بیاد_
_به جز من
سرتو برگردوندی هری پاتر بود و تو گفتی خب الان که چی و میخواستی ادامه بدی که تام ریدل متوفقت کرد و با چوبی که دستش بود رفت سمت هری پاتر و با اون چوب زد کف دستش طوری که دستش خون اومد و تو لبخند زدی و تام ریدل گفت: هیچ وقت وسط حرف یه خانم سر کلاس من نمیپرین باشه؟ خانما مقدمن و هری پاتر نگاه غضبناکی بهت انداخت تام ریدل گفت خب خانم ف/خ بفرمایید میگفتید و تو به خودت اومدی و گفتی آها بله میگفتم و حرفتو کامل زدی و تام بهت نگاه تحسین آمیزی کرد و گفت بلاخره به یه نفر تو این کلاس امیدوار شدم وتو لبخندی خجالتی زدی
ps: جدا دستم کنده شد😂
follow for more💚
(ا/ت عزیزمون تو بچگی هاش خیلی مظلوم و کیوت بود ولی امروز یعنی سال ششمش تو هاگوارتز با چشمای سبزش و تیپی که زده بود همه رو شکه کرد)
همه حتی پروفسور های هاگوارتز هم محو تماشای ا/ت بودن که دامبلدور با قاشقش به لیوانش ضربه زد و گفت در سال ششم شما جناب ریدل جوان ترین پروفسور هاگوارتز قراره درس دفاع دربرابر جادوی سیاه رو بهتون درس بدن تو به استاد نگاهی انداختی ولی تام ریدل محوت شد و لبخند محوی بهت زد.
سر کلاسش گفت خب کی میتونه کاربرد ورد آواداکدورا رو بگه؟(ps: مستر ریدل ول نمیکنی این وردو نه؟ 😂) و تو دستت رو بالا بردی و با لبخند قشنگی گفتی من میدونم و تام ریدل بهت خیره شد دست به شونه ایستاد و گفت بفرمایید خانم؟ و تو سریع گفتی ف/خ(فامیلی خودت) خانم ف/خ و اون گفت آها بله بفرمایید و تو گفتی یه ورد ممنوعه هست که هیچ کس نتونسته ازش سالم بیرون بیاد_
_به جز من
سرتو برگردوندی هری پاتر بود و تو گفتی خب الان که چی و میخواستی ادامه بدی که تام ریدل متوفقت کرد و با چوبی که دستش بود رفت سمت هری پاتر و با اون چوب زد کف دستش طوری که دستش خون اومد و تو لبخند زدی و تام ریدل گفت: هیچ وقت وسط حرف یه خانم سر کلاس من نمیپرین باشه؟ خانما مقدمن و هری پاتر نگاه غضبناکی بهت انداخت تام ریدل گفت خب خانم ف/خ بفرمایید میگفتید و تو به خودت اومدی و گفتی آها بله میگفتم و حرفتو کامل زدی و تام بهت نگاه تحسین آمیزی کرد و گفت بلاخره به یه نفر تو این کلاس امیدوار شدم وتو لبخندی خجالتی زدی
ps: جدا دستم کنده شد😂
follow for more💚
- ۶.۷k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط