یه ربع بعد

یه ربع بعد
نشسته بودم تا ات بهوش بیاد . همینطوری نشسته بودم که چشاشو باز کرد :
♧عع ات بهوش اومدی خوبی ؟
◇آره
♧اخیش خیالم راحت شد ...همش تقصیر توعه اصن حواست نیس به هیچی حالا خوبه گفتم مواظب خودت باش 🤨
◇تقصیر من !!من دیگه کوکی خان ها تو ، تو شیر موز نمک ریختی تقصیر منه دیگه بریم خونه دارم برات.
♧نه نه من نمک نریختم ....طرز فکرتو درس کن دیه
◇ :/
♧آره دیه ولی دفعه آخرت باشه ها اینجوری میدویی
◇بله چشم قربان
♧آفرین
◇:|
♧ات خوراکی میخای ؟
◇ها نه نه مرسی دفعه قبل شیر موز دادی بهم خیلی خوش مزه بود خوراکی بدی بهم ممنون نمیخوام
♧ نترس باوا خوراکیو قراره از مغازه بگیرم
◇اها آره پس چیپسم بگیر دمت گرم
♧باشه
🔮پایان🔮
=========■♤♤♤♤♤♤■=========
میدونم بد شده ببخشید دیه 😅
بای👋💖🖤💜
دیدگاه ها (۲)

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

پارت ۱۹۵

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

فقط یک دوست معمولی پارت 6کاغذ رو برداشتم و پشتش نوشتم:«منشی‌...

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty three ویوی جونگ کوک : بعد...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

#چند پارتی از تهیونگ وقتی به اجبار ازدواج کردین ولی همدیگه ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط