{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه ی لمس تنم با بدنت "شیرین" است

لحظه ی لمس تنم با بدنت "شیرین" است
زندگی پشت گل پیرهنت "شیرین" است

چقدر ناز به چشمان تو خوش می آید
خاصه در لحظه ی چشمک زدنت" شیرین" است

لب دریا و غروب و تو و یک فنجان چای
دل سپردن به غزل از دهنت "شیرین" است..

هیچ معشوقه به اندازه‌ی تو عاشق نیست
بی جهت نیست اگر کوهکنت "شیرین" است

قسمت این بود در این حادثه مجنون بشوی
گرچه یک عمر تمام سخنت "شیرین" است

باز آهنگ صدای قدمت می آید
از لب پنجره ام رد شدنت "شیرین" است

ای امید همه ی پنجره های بسته
رفتنت تلخ ولی آمدنت "شیرین "است.
دیدگاه ها (۲)

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

راز خون پارت پنجم

پیمان نقره ای

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

معاملهp31ویو — یک‌ماهگی کیارشیک ماه از تولد کیارش گذشته بود....

نام=)سایه مافیا### پارت چهاردهم: طعمِ ممنوعه‌ی گیلاسجونگ‌کوک...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟚: راز رزیکافه کم‌کم شلوغ‌تر می‌شد، اما ا/ت...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط