{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my littel boy

part:20

تولد سونگمین به خوشی گذشت و الان نوبت قاچ کردن کیک بود
چان توی اپزخانه بود و داشت کیکو می برید و توی ظرف می زاشت تا بخورنش ولی مگه اون دوتا لیتل با یه قاچ کوچیک راضی می شدن

ـ چانیییی فقت یه تیکه کوچولو موچولو دیگهه

این دومین قاچ و سومین شیر کاکاعویی بود که می خوردن

ـ نه عزیزم امشب زیاد شیرینی خوردی یه ساعت دیگه هم وقت خوابه می تونی فردا ببری مهد تا توی مهدت بخوریش

ـ نهه من الان کیک می‌ خواممم

چان نمی تونست بهش نه بگه چون روز تولدش بود و نمی خواست لیتلش ناراحت بشه و گریه کنه
پس بلند شد و یه تیکه دیگه براش اورد

ـ اخرین تیکست

ـ ممنونم چانی جونمممم(لپشو بوسید)

اون طرف کاناپه هیونجین بود و فلیکس
فلیکس داشت با گوشی هیونجین بازی می کرد و هیونجینم موهاشو نوازش می کرد
بعد از نیم ساعت هیونجین بلند شد و فلیکسی که خوابش برده بود رو هم بلند کرد
چان هرچی اسرار کرد که بمونن هیونجین فقت گفت نه (سونگمینم خوابش برده بود)
چون عمه اش از ایتالیا برگشته بود و بهش گفته بود که فردا میان عمارتش و صد درصد دختر عمش هم میومد
پس باید می رفت خونه
به عمارت که رسیدن موهای فلیکسو باز کرد تا سرش درد نگیره
لباساشونو عوض کرد و فلیکسو بغل کرد و چشماشو بست
ولی یه حس بدی به این که خانواده عمه اش قراره بیان عمارت داشت
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
سلاام امیدوارم لذت برده باشید
لطفا حمایت کنید
مواظب خودتون باشییدد
دیدگاه ها (۳)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_30فصل چهاردهم |...

پارت ۱۹۵

چندپارتی جونگ کوک

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

#سناریو #درخواستی #اد__jennie 🌀🫙وقتی دارن باهمون حرف میزنن و...

p2

Love in the Realm of Shadows. Part 2- نمیتونم ....- خانم دکت...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت چــهــاردهــم 𓆪 🖤🥀اسما ماتش برده بود.«دلیل زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط