درمان من

p3
+ من ا.ت ( هر فامیلی ای که دوست دارین)هستم . ۱۶ سالمه. دختر بزرگ خانواده ... . من اهل مازندران ایران هستم که وقتی ۱۵ سالم بود به کمک دختر داییم پری تونستم از ایران قرار کنم و بیام کره و وقتی اومدم فامیلیم رو به مین تغییر دادم که الان مثل اینکه به خاطر تو کیم شدم. من وقتی ۱۳ سالم بود برای بابام پاپوش درست میکنن و بابام میره زندان و مادرم مریض میشه و خانوادم کلا از هم میپاشه و بعد از چند وقتی روزی که بابام آزاد میشه و با مامانم داشتن برمیگشتن خونه تصادف میکنن و دیگه پیشم نیومدن( چشمام پر از اشک میشه)
برادرم چند روز بعد از خونه میره و دیگه بر نمیگرده. اون خیلی کوچیک بود. ۷ سال ازم کوچیکتر بود. هر چی گشتم نتونستم پیداش کنم. گم شد.
_ آه. متاسفم( با صدای اروم و ناراحت)
+ و من برای خلاص شدن از خانواده ی پدریم فرار کردن. خانواده ی پدریم خیلی اذیتم کردن. مثل یک اسیر باهام رفتار میکردن و میخواستن که من زن دوم پسر عموم بشم و من چاره ای جز فرار کردن نداشتم و کره رو به خاطر کراش زدن دختر داییم روی قیافه های امثال تو انتخاب کردم. اوایل که اومده بود کره توی پارک میموندم تا وقتی یه خانوم منو برد پرورشگاه و من تازه اونجا با کمک نورا کره ای یاد گرفتم و یک سال پرورشگاه بودم و با زور گویی های مدیر خرفت و... همین...
_ خیلی زندگی سختی داشتی متاسفم...
_ تو هیچ رفیق و آشنایی نداری؟
+ فقط یه پری بود که از وقتی اومدم کره گوشی نداشتم تا بهش دسترسی داشته باشم
_ باشه. چیزای خیلی ضروری رو بهم بگو.
+ باشگاه و لباس
_ چی! باشگاه؟!
+ اره دیگه باشگاه.تا حالا نرفتی؟
_ چرا رفتم ولی فک نمیکردم باشگاه چیز ضروری کسی باشه
+ حالا که هست. جور میکنی یا بریم خونه
_ تو همیشه همینجوری ای؟!
+ چیجوری؟( با اخم شدید)
_ عصبی و جدی
+ اره مشکل داری؟
_ نه...( با لبخند شیطون و صدای اروم 👈🏻) عاشقشم




دستم از درد داره منفجر میشه.کم بود ببخشید.بقیه پارت بعدی
دیدگاه ها (۳)

COERCION

#برادر ناتنی من

شب شده بود و پری بعد از یک روز طولانی، تنها توی خونه استراحت...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

I'm not jealous part 52+پس ماجرای سرطان؟/همش دروغ بود..میخوا...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

بیاید میخوام از زبون فانی زندگیش رو تعریف کنم

The unwanted roommate _________________________ویو پارک یوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط