پارت یازدهم

پارت یازدهم
؟خدافظ دادش
+خدافظ(علامت کوک درسته یادم نیست🤣)
راوی ویو:
کوک و تهیونگ میرن توی راه کوک اصلا خوشحال نبود ناراحت بود
_چیزی شدی ناراحتی؟
+نه چیزی
که همون لحظه رسیدن
_اگه چیزی شده بهم بگو
+باشه ولی بدون هیچی نشده
و میرن داخل
پرش زمانی به یک ماه دیگه:
کوک زود تر از ته بیدار شده بود و داشت صبحانه میخورد که ته هم بیدار شد
_صبح بخیر(سرد)
+صبح تو هم بخیر عزیزم
_🙄
کوک بغض میکنه میره توی اتاق





نترسید نترسید قرار نیست غمگین بشه از اینا که ته به کوک خیانت میکنه نه قرار خوشگل و شاد هم بشه
دیدگاه ها (۰)

شاگرد لوس من

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

رمان عشق و انتقام

تکپارتی جونگ کوک

معامله، p36ماشین از محدوده‌ی شهر خارج شده بود و جاده کم‌کم خ...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

رمان :(مان تا وقتی که عاشقت شدم )

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

پشت نقاب عشق 💗صبح روز بعد، نور آفتاب از پنجره‌های بزرگ عمارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط