دوست پسر مافیای من فصل ۲ پارت ۱=

دوست پسر مافیای من فصل ۲ پارت ۱=
پرش زمانی به صبح ساعت ۹
=:زندگیم خوشگلم پرنسسم بیدار شو
+:اهه نمیخوام خوابم میاد
=:بلند شو دیگ بدو زود
+:نمیخوام خوابم میاد
=:اگ بیدار نشی تنبیهت میکنم
+:بکن چی کار کنم خو
بعدش پتو رو کشیدم رو سرم رومم کردم اونور
=:خیلی خب خودت خواستی پس حق التماس کردن زیرم رو نداری
بعدش دیدم میسو سریع بلند شد
+:میدونی حالا ک فکرشو می‌کنم از اونجایی ک فردا قراره لباس عروس بپوشم نمیخوام بدنم کبود باشه وگرنه هنوزم خوابم میاد
=:ک اینطور پس به خاطر من بلند نشدی
+:عاا نمیدونم گشنمه بیا بریم صبحانه
=:وایسا ببینم
بعدش افتادم روش افتادم به جون لباش تا اونجایی ک مطمئن شدم مزه ی خون رو حس کردم
+:بیا راحت شدی کبود شد
=:راحت ک نشدم ولی بهتر از قبله(نیشخند)
+:ایشش برو کنار
بلند شدم رفتم سمت حموم ک دیدم کوک هم سریع اومد تو درم قفل کرد
+:یااا برو بیرون تنها میخوام حموم کنم
=:نمیخوام
+:برو گفتم
=:میسو منو عصبی نکنا
+:خب برو بیرون نمیخوام دل درد بگیرم
=:نگران نباش کاریت ندارم اگ حرف گوش کنی

*بعدش دوتایی حموم کردن و رفتن بیرون لباس هاشون هم پوشیدن صبحانه هم خوردن

=:بیبی من برم سرکار ی سری کار دارم سه ساعت دیگ میام باشه مواظب خودت باش
+:باشه ددی برو مواظب خودت باش
بعدش روی نوک پاهام وایسادم لباشو بوسیدم
=:اوو شیطون شدیا
+:چیه خب بوست نکنم ؟
=:چرا کی گفته نکن
+:😂😂
=:خیلی خب دیگ من بارک برم پرنسسم بای
+:بای عشقم

از زبان میسو بعد از اینکه کوک رفت رفتم بالا گوشیمو بردارم ک یک پیام اومده بود


لایککک
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲

پارت ۳۱

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

پآرت¹³خب داشتم‌میگفتم می سو...!می سو: هوم؟ببین...اره درسته م...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

اجبار به بدبختی پارت ۳۷

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

Cruel Love .پارت ۱۴ صبح ویو آنجلینا صبح که بلند شدم احساس س...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط