به قیمت سفید شدن موهایم تمام شد

به قیمت سفید شدن موهایم تمام شد
ولی آموختم که:
ناله ام، سکوت باشد
گریه ام، لبخند!!!!!!!
و
تنها همدمم، خدا.............
شیشه ای می شکند .....
یک نفر می پرسد که چرا شیشه شکست؟
یک نفر میگوید :شاید این رفع بلاست...
دیگری می گوید :شیشۀ پنجره را باد شکست...
دل من سخت شکست!!!!!!!
هیچ کس ؛هیچ نگفت!!!
قصه ام را نشنید....
از خودم پرسیدم....؟
ارزش قلب من از شیشۀ یک پنجره هم کمتر بود
دیدگاه ها (۳)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.3 (روایت از زبان ن...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_55فصل بیست‌وچها...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

فاصله یک لبخند تا جنون

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

007-پنهان در مه - پارت ۸۷

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹²ویو میکا_____هوا تاری...

Heir of Light and Darknesspart : 14صبح روز بعد، تهیونگ با صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط