سناریو درخواستی

سناریو درخواستی

وقتی هر دوتاتون مست میکنین و تا صبح تو بیرون میمونین

نامجون:(خیلی وقت بود از بار اومده بودید بیرون و تصمیم گرفته بودید تا صبح رو صندلی پارک بشنید و طلوع خورشیدو تماشا کنید)
آیگو...خیلی سردمه ا/ت
(اینو میگه و روی پاهات خوابش میبره)


جین:(از دیشب داره سوتی های تورو میگه و بلند بلند با خودش میخنده) اون موقعی که تازه اومده بوده کره یادته جای اینکه به پدرم تعظیم کنی دستتو دراز کردی؟ یاع یاع یاع... آخ آخ دلم... ولی ا/ت...تو خیلی مست تری
ا/ت:😐🤦🏻‍♀️


یونگی:(بلند میشه و میبینه تو پارک خوابتون برده) من کیم...اینجا کجاست؟
ا/ت:(یکی از چشاتو باز میکنی) چه خبره اینجا؟
یونگی:منم نمیدونم ولی هوا خوبه بیا همینجا بخوابیم


جی هوپ:(از وقتی از بار اومدید تو داری یکسره حرف میزنی و جیهوپ تلو تلو خوران باهات میاد و گوش میده) ا/ت...فک نکنم دیگه... نتونم خودمو نگه دارم
(یهو تو بغلت ولو میشه) منو تا خونه میبری؟
ا/ت: ااااااااا جی هوپاااااا
خودمم خستم...ولی باشه بزن بریم


جیمین:ا/ت...ا/ت وایساااا...
ا/ت:نوموخواممم...تو هم سوجوهام خوردی هم دوکبوگی هامو
جیمین:(به زور جلوشو میبینه و تلو تلو میخور) همش تقصیر توعه...اگه این همه سفارش نمیدادی منم این همه مست نمیشدم که بشینم زندگیمو برای صاحاب بار تعریف کنم...


تهیونگ:(با صدای زنگ تلفنش بیدار میشه و خواب آلود جواب میده)...الو؟
جونگ کوک:الو... تهیونگ کجایی؟؟
تهیونگ:(به دور و برش نگاه میکنه) نمیدونم...فقط میدونم منو ا/ت بیرون از خونه خوابیدیم..
جونگ کوک: داداش به فاک رفتی...تو و ا/ت وقتی مست بودین با کل شهر عکس انداختینو پست کردین
تهیونگ:(به تو نگاه میکنه و لبخند میزنه بالاخره یکی رو پیدا کردم که دیوونه تر از خودم باش)


جونگ کوک:(داشت تو خواب هزیون میگفت) نه...نه ا/ت...شیرموزمو ازم نگیر...نهههه تورو خدا... شیر موز؟ شیر موزز؟ منو نخوررر(😂😭)
ا/ت:آخه شیرموز کجا بود نامسلمان... نصف مشروبارو با نیت شیرموز دادی بالا... پاشو بریم خونه...از دیشب تا الان داری عر میزنی
جونگ کوک:(چشماشو نیمه باز میکنه) اونموقع برام شیرموز میخری؟

🍭امید وارم از این سناریو خوشتون اومده باشه🍭

🥺فقط لطفا لایک و کامنت بزارید🥺

🪐اگه درخواستی داشتید من اینجام🪐
دیدگاه ها (۵)

تکپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

سناریو ایزانا پارت ۱

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط