عشقی که بهم دادی
"part 92"
جونگکوک خیلی کنارم بود این چند روز
بیشتر از همیشه
ولی این چند روزا حس میکردم میخواد یه چیزی بگه ولی نمیتونه
*از زبان سویونگ
دوباره با کلی اصرار جونگکوک رو راضی کردم باهام بیاد بیرون و اونم با بی میلی قبول کرد
تصمیم گرفتم شجاعت به خرج بدم و ازش یه سوال بپرسم
^جونگکوک!
=هوم؟
^تو کسی رو دوست داری؟
=آره
^میتونم بپرسم کیه؟
=ا.ت
^ا.ت!...کیه؟
=تموم زندگیم...همونی که وقتی نگاهم به نگاهش گره خورد چشماش شد دنیام
به خودم اومدم
سویونگ تو که میدونی جونگکوک دوستت نداره
پس چرا بغض کردی دختر
تو از اولم وارد یه رابطه یک طرفه شدی
با اینکه میدونستی آخرش قلبت میشکنه
*پرش زمانی به ساعت ۱۹
*از زبان تهیونگ
برای فردا پرواز گرفتم به مقصد نیویورک
هر جور شده باید به ا.ت بگم چرا این اتفاق افتاد
اون حتی نذاشت یک کلمه حرف بزنم
تو این یک هفته خیلی سخت میشد پیداش کرد
وقتایی هم که میدیدمش
میپیچید و در میرفت
بدون اون...بدون ا.ت
ادامه دادن برام خیلی سخته!
گالری گوشی رو باز کردم و برای هزارمین بار توی امروز عکس ا.ت رو نگاه کردم
طوری که انگار آخرین باریه که میبینمش
اما امیدوارم اینطور نباشه
اوعضاع قلبم خوب نیست
روز به روز دارم بدتر میشم
میشه گفت بعد از کلماتی که ا.ت به زبون آورد
احتمالا به یه عمل دیگه احتیاج دارم
چون وضعیتم اصلا خوب نیست
جونگکوک خیلی کنارم بود این چند روز
بیشتر از همیشه
ولی این چند روزا حس میکردم میخواد یه چیزی بگه ولی نمیتونه
*از زبان سویونگ
دوباره با کلی اصرار جونگکوک رو راضی کردم باهام بیاد بیرون و اونم با بی میلی قبول کرد
تصمیم گرفتم شجاعت به خرج بدم و ازش یه سوال بپرسم
^جونگکوک!
=هوم؟
^تو کسی رو دوست داری؟
=آره
^میتونم بپرسم کیه؟
=ا.ت
^ا.ت!...کیه؟
=تموم زندگیم...همونی که وقتی نگاهم به نگاهش گره خورد چشماش شد دنیام
به خودم اومدم
سویونگ تو که میدونی جونگکوک دوستت نداره
پس چرا بغض کردی دختر
تو از اولم وارد یه رابطه یک طرفه شدی
با اینکه میدونستی آخرش قلبت میشکنه
*پرش زمانی به ساعت ۱۹
*از زبان تهیونگ
برای فردا پرواز گرفتم به مقصد نیویورک
هر جور شده باید به ا.ت بگم چرا این اتفاق افتاد
اون حتی نذاشت یک کلمه حرف بزنم
تو این یک هفته خیلی سخت میشد پیداش کرد
وقتایی هم که میدیدمش
میپیچید و در میرفت
بدون اون...بدون ا.ت
ادامه دادن برام خیلی سخته!
گالری گوشی رو باز کردم و برای هزارمین بار توی امروز عکس ا.ت رو نگاه کردم
طوری که انگار آخرین باریه که میبینمش
اما امیدوارم اینطور نباشه
اوعضاع قلبم خوب نیست
روز به روز دارم بدتر میشم
میشه گفت بعد از کلماتی که ا.ت به زبون آورد
احتمالا به یه عمل دیگه احتیاج دارم
چون وضعیتم اصلا خوب نیست
- ۹.۰k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط